در این صفحه

اوپث (Opeth) گروهی سوئدی است که در سال ۱۹۹۰ در استکهلم (Stockholm) شکل گرفت و مسیرش از دث متالِ فضاساز و پراگرسیو به راک پراگرسیوِ آمیخته با فولک و سایکدلیک تغییر کرده است. هویت اوپث همیشه بر تضاد بنا شده: ریف‌های سنگین و وکال‌های خشن در کنار گیتار آکوستیک، ملودی‌های سوگوار، قطعات طولانی و گذارهای ناگهانی اما حساب‌شده. این گروه، به‌ویژه تحت رهبری خواننده و ترانه‌سرای اصلی‌اش میکائیل اوکرفلت (Mikael Åkerfeldt)، نشان داد که موسیقی سنگین می‌تواند بدون حذف خشونت یا پیچیدگی، روایت‌گر، چندلایه و عاطفی باشد.

اعضای فعلی

  • میکائیل اوکرفلت (Mikael Åkerfeldt) — آواز، گیتار، ترانه‌سرایی
  • فردریک اوکسون (Fredrik Åkesson) — گیتار
  • مارتین مندس (Martin Méndez) — گیتار باس
  • یواخیم اسوالبرگ (Joakim Svalberg) — کیبورد، همخوانی
  • والتری وایریونن (Waltteri Väyrynen) — درامز

اعضای پیشین مهم

  • پیتر لیندگرن (Peter Lindgren) — گیتار
  • مارتین لوپز (Martin Lopez) — درامز
  • مارتین اکسنبروت (Martin Axenrot) — درامز
  • آندرس نوردین (Anders Nordin) — درامز
  • آکسِن فارفالا (Axen Farfalla) — گیتار باس

از دث متال زیرزمینی تا زبان شخصی اوپث

 اعضای اوپث در دوره آلبوم Morningrise در دهه ۱۹۹۰

اوپث در ابتدای دهه ۱۹۹۰ از فضای دث متال سوئد بیرون آمد؛ صحنه‌ای که گروه‌هایی چون انتومبد (Entombed) و دیس‌ممبر (Dismember) با صدایی خشن، مستقیم و مبتنی بر گیتارهای دیستورت‌شده شناخته می‌شدند. اما اوپث از همان سال‌های نخست علاقه‌ای به محدود ماندن در قالب رایج این جریان نداشت.

ورود میکائیل اوکرفلت به ترکیب گروه، نقطه تعیین‌کننده‌ای بود. او نه‌فقط صدای اصلی اوپث شد، بلکه به‌تدریج زبان آهنگسازی آن را هم شکل داد: قطعات بلند، تغییرات تمپو و متر، ملودی‌های فولک‌گونه، پاساژهای آکوستیک و روایت‌هایی که بیش از هیجان لحظه‌ای، روی فضا و حرکت تدریجی تمرکز داشتند.

نخستین آلبوم، ارکید (Orchid)، در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. این اثر هنوز به‌طور کامل منسجم نیست، اما نقشه اولیه جهان اوپث را روشن می‌کند: دث متال در کنار بخش‌های آکوستیک، سازبندی‌های غیرمنتظره و قطعاتی که به‌جای الگوی ساده ورس و کروس، مانند چند بخش به‌هم‌پیوسته پیش می‌روند. مورنینگرایز (Morningrise) در سال ۱۹۹۶ این رویکرد را گسترش داد و قطعه بلک رُز ایمورتال (Black Rose Immortal) با زمان بیش از ۲۰ دقیقه، به یکی از نشانه‌های جاه‌طلبی اولیه گروه تبدیل شد.

چرا دوران میانی اوپث تعیین‌کننده بود؟

کاور رسمی آلبوم Blackwater Park اثر Opeth منتشرشده در سال ۲۰۰۱

اوپث با مای آرمز، یور هیرس (My Arms, Your Hearse) در سال ۱۹۹۸ به مرحله تازه‌ای رسید. این آلبوم از نظر ساختار ترانه‌ها منسجم‌تر از آثار نخست بود و در قالب یک روایت مفهومی حرکت می‌کرد. موسیقی همچنان خشن و تاریک است، اما گذارهای میان بخش‌های متال، آکوستیک و ملودیک دیگر صرفاً کنار هم چیده نشده‌اند؛ هر تغییر در خدمت فضای روایی قطعه قرار می‌گیرد.

با این حال، آلبومی که جایگاه اوپث را در سطح بین‌المللی تثبیت کرد، استیل لایف (Still Life) در سال ۱۹۹۹ بود. این اثر با داستانی درباره طردشدگی مذهبی و عشق ممنوعه، یکی از کامل‌ترین نمونه‌های توانایی اوکرفلت در ترکیب مضمون و موسیقی است. در قطعاتی مانند گادهدز لامنت (Godhead’s Lament) و فیس آو ملین‌د (Face of Melinda)، خشونت صوتی و لطافت ملودیک نه دو قطب جدا، بلکه بخشی از یک بیان واحد هستند.

انتشار بلک‌واتر پارک (Blackwater Park) در سال ۲۰۰۱، مخاطبان اوپث را به‌طور محسوسی گسترده‌تر کرد. همکاری با استیون ویلسون (Steven Wilson) از پورکیوپاین تری (Porcupine Tree) در تولید این آلبوم، به شفافیت و عمق صدا کمک کرد، بی‌آنکه لبه‌های خشن گروه را نرم کند. ویلسون تهیه‌کننده مشترک اثر بود و نقش مهمی در پرداخت بافت‌های صوتی و بخش‌های ملودیک داشت.

قطعه عنوانی بلک‌واتر پارک نمونه‌ای فشرده از توانایی اوپث در ساخت فرم‌های طولانی است: موتیف‌ها به‌تدریج بازمی‌گردند، ریف‌ها تغییر شکل می‌دهند و تنش بدون نیاز به یک کروس ساده حفظ می‌شود. این آلبوم برای بسیاری از شنوندگان، دروازه ورود به دنیای اوپث و یکی از آثار مرجع پراگرسیو دث متال باقی مانده است.

دو آلبوم، دو چهره از یک گروه

کاور آلبوم Damnation از Opeth با فضای ملودیک و پراگرسیو

در سال ۲۰۰۲، اوپث دو آلبوم هم‌زمان اما کاملاً متفاوت منتشر کرد: دلیورنس (Deliverance) و دم‌نیشن (Damnation). اولی بر سنگینی، ریف‌های تهاجمی و وکال خشن تکیه داشت؛ دومی تقریباً به‌طور کامل از وکال گراول و درامز متال فاصله گرفت و به قطعات آرام، ملانکولیک و متأثر از راک پراگرسیو دهه ۱۹۷۰ روی آورد.

این دوگانه اهمیت زیادی در کارنامه اوپث دارد، چون نشان داد بخش آرام و آکوستیک آثار پیشین صرفاً یک وقفه میان ریف‌های سنگین نبوده است. دم‌نیشن با قطعاتی چون وین‌دراپ (Windowpane) و این مای تایم آو نید (In My Time of Need)، ظرفیت اوکرفلت را به‌عنوان خواننده‌ای با وکال تمیز و کنترل‌شده برجسته کرد. تولید استیون ویلسون نیز در ایجاد فضای گرم، کم‌نور و دقیق آلبوم نقشی اساسی داشت.

گوست ریوریز (Ghost Reveries) در سال ۲۰۰۵، نوعی جمع‌بندی از دو مسیر پیشین بود: آلبومی سنگین و پیچیده که در عین حال از کیبوردها و تنظیم‌های رنگارنگ‌تری استفاده می‌کرد. حضور پر ویبرگ (Per Wiberg) در بخش کیبورد به گسترش رنگ صوتی گروه کمک کرد و قطعاتی مانند گوست آو پِردیشن (Ghost of Perdition) و هارلکین فارست (The Baying of the Hounds)، اوپث را در یکی از پخته‌ترین دوره‌های متال خود نشان دادند.

تغییر بزرگ پس از Watershed

کاور آلبوم The Last Will and Testament از Opeth

واترشِد (Watershed) در سال ۲۰۰۸، آخرین آلبوم استودیویی اوپث با حضور وکال‌های خشن تا زمان انتشار د لَست ویل اند تِستامنت (The Last Will and Testament) بود. این آلبوم در عین وفاداری به گذشته، نشانه‌هایی از تغییر را به‌وضوح داشت؛ از استفاده برجسته‌تر از سازهای کلاسیک و آکوستیک تا نقش پررنگ‌تر ملودی‌های راک دهه هفتاد.

از هِریتج (Heritage) در سال ۲۰۱۱، اوپث عملاً مسیر دیگری را انتخاب کرد. دث متال و گراول‌های شناخته‌شده کنار رفتند و جای خود را به راک پراگرسیو، سایکدلیک راک، فولک و هارد راک دادند. پیل کومینیون (Pale Communion)، سورسِرِس (Sorceress) و این کودا ونِنوم (In Cauda Venenum) ادامه همین مسیرند؛ آثاری که بیش از آن‌که دنبال بازتولید فرمول دوره بلک‌واتر پارک باشند، به علاقه اوکرفلت به گروه‌هایی چون کینگ کریمسن (King Crimson)، جترو تال (Jethro Tull) و دپ پرپل (Deep Purple) نزدیک می‌شوند.

این تغییر برای بخشی از مخاطبان قدیمی رضایت‌بخش نبود، اما نمی‌توان آن را یک چرخش صرفاً تجاری یا واکنشی دانست. اوپث در دوره جدید نیز از ساختارهای پیچیده، فضاهای تیره، تغییرات ناگهانی و تنظیم‌های پرجزئیات دست نکشید؛ فقط زبان بیانش عوض شد. گیتارهای دیستورت‌شده همچنان حضور دارند، اما نقش آن‌ها بیشتر رنگ‌آمیزی و ساختن تنش است تا محور اصلی هجوم موسیقایی.

در سال ۲۰۲۴، د لست ویل اند تستامنت بازگشت وکال‌های خشن اوکرفلت را پس از بیش از یک دهه رقم زد. با این حال، آلبوم را نمی‌توان بازگشتی ساده به گذشته دانست: موسیقی آن همچنان از تجربه‌های پراگرسیو سال‌های اخیر گروه تغذیه می‌کند و تلاش می‌کند دو دوره ظاهراً متفاوت اوپث را به هم متصل کند.

موسیقی اوپث چگونه کار می‌کند؟

میکائیل اوکرفلت خواننده و گیتاریست Opeth در اجرای زنده

امضای اوپث در تضادهایش شنیده می‌شود. یک قطعه ممکن است با گیتار آکوستیک و آواز تمیز آغاز شود، سپس بدون افتادن به دام نمایش تکنیکی، به ریفی سنگین و وکالی خشن برسد. تفاوت مهم این است که اوپث معمولاً این دگرگونی‌ها را با منطق دراماتیک پیش می‌برد. تغییر بخش‌ها در بهترین آثار گروه حس یک روایت موسیقایی دارد، نه مجموعه‌ای از ایده‌های جداگانه.

گیتارنوازی اوکرفلت و پیتر لیندگرن (Peter Lindgren) در دوره کلاسیک گروه، بیشتر بر بافت‌سازی، هارمونی و ریف‌نویسی استوار بود تا تکنوازی‌های نمایشی. درام‌نوازی مارتین لوپز، به‌خصوص در بلک‌واتر پارک و گوست ریوریز، نقشی مهم در حرکت نرم اوپث میان فضاهای متضاد داشت. حضور مارتین مندس (Martin Méndez) نیز به‌واسطه خطوط باس ملودیک و مستقل، در شکل‌گیری عمق هارمونیک آثار گروه اهمیت دارد.

در دوره پراگرسیو جدیدتر، کیبوردها و ارگ‌ها جایگاه برجسته‌تری پیدا کردند. یواخیم اسوالبرگ (Joakim Svalberg) در آثار پس از هِریتج به گسترش لحن و رنگ گروه کمک کرده است؛ به‌ویژه در قطعاتی که میان راک سنگین، سایکدلیا و تنظیم‌های نزدیک به پراگ دهه هفتاد حرکت می‌کنند.

آلبوم‌های ضروری اوپث

بلک‌واتر پارک (Blackwater Park)

برای بسیاری، نقطه شروع مناسب در دوره متال اوپث است. همکاری با استیون ویلسون، کیفیت تولید و تعادل کم‌نظیر میان خشونت، ملودی و ساختارهای بلند، این آلبوم را به یکی از آثار کلیدی پراگرسیو دث متال تبدیل کرده است.

دم‌نیشن (Damnation)

اگر هدف، شناخت وجه آرام‌تر و ملودیک اوپث باشد، این آلبوم انتخابی ضروری است. ترانه‌ها کوتاه‌تر و مستقیم‌تر از بخش بزرگی از آثار گروه‌اند، اما فضای تیره و حس فقدان در آن‌ها کاملاً حفظ شده است.

گوست ریوریز (Ghost Reveries)

این آلبوم تصویری وسیع از قابلیت‌های اوپث در میانه دهه ۲۰۰۰ ارائه می‌دهد: ریف‌های سنگین، کیبوردهای پررنگ‌تر، قطعات بلند و اجراهایی که از نظر فنی پیچیده‌اند اما در خدمت ترانه باقی می‌مانند.

پیل کومینیون (Pale Communion)

برای ورود به دوره پس از دث متال، پیل کومینیون انتخاب مناسبی است. آلبوم هم پیچیدگی و ساختار پراگرسیو دارد و هم در مقایسه با هِریتج، ملودی‌ها و قطعات قابل‌دسترس‌تری ارائه می‌کند.

د لست ویل اند تستامنت (The Last Will and Testament)

این آلبوم برای شنونده‌ای مهم است که می‌خواهد پیوند میان دو دوره اوپث را بشنود. بازگشت وکال خشن در کنار تنظیم‌های پراگرسیو و ارکسترال نشان می‌دهد گروه به جای پاک کردن گذشته، آن را در زبان امروزی‌اش بازخوانی کرده است.

قطعات کلیدی برای شناخت اوپث

  • بلک‌واتر پارک (Blackwater Park) — نمونه‌ای کامل از ساختارپردازی بلند، ریف‌نویسی تدریجی و فضای تیره دوره متال گروه.
  • هاروست (Harvest) — قطعه‌ای آکوستیک از بلک‌واتر پارک که نقش ملودی و حس فقدان را در جهان اوپث به‌خوبی نشان می‌دهد.
  • وین‌دراپ (Windowpane) — یکی از شناخته‌شده‌ترین قطعات دوره آرام‌تر گروه؛ ملودی ساده‌تر آن با فضای تلخ و اجرای کنترل‌شده اوکرفلت اثرگذار می‌شود.
  • گوست آو پِردیشن (Ghost of Perdition) — نماینده‌ای برجسته از تلفیق ریف‌های سنگین، تغییرات ساختاری و آوازهای تمیز و خشن در گوست ریوریز.
  • دراپری فالز (The Drapery Falls) — قطعه‌ای طولانی از بلک‌واتر پارک که در آن گذار از فضای آرام به متال سنگین به شکل طبیعی و روایی انجام می‌شود.
  • فیس آو ملین‌د (Face of Melinda) — یکی از ظریف‌ترین قطعات استیل لایف؛ نمونه‌ای از توان گروه در ساخت ملودی‌های آکوستیک با حس داستان‌گویی.
  • سورسِرِس (Sorceress) — قطعه عنوانی آلبوم ۲۰۱۶ که رویکرد هارد راک و پراگرسیو دوره متأخر اوپث را با ریفی سنگین‌تر نشان می‌دهد.

میراث اوپث؛ فراتر از یک تغییر سبک

اهمیت اوپث فقط به مهارت نوازندگی یا طول قطعات محدود نمی‌شود. این گروه در دوره کلاسیک خود به تثبیت جایگاهی برای پراگرسیو دث متال کمک کرد که در آن خشونت، ملودی و پیچیدگی ساختاری الزاماً در تقابل با یکدیگر نیستند. آثار اوپث برای بسیاری از گروه‌های بعدی، الگویی از امکان تلفیق اکستریم متال با پراگرسیو راک، فولک و فضای آکوستیک بود.

تغییر مسیر پس از واترشِد نیز بخش مهمی از هویت آن‌هاست. اوپث حاضر نشد موفق‌ترین فرمولش را بی‌پایان تکرار کند؛ تصمیمی که مخاطبانش را دو دسته کرد، اما استقلال هنری گروه را برجسته ساخت. امروز کارنامه اوپث را باید مجموعه‌ای پیوسته اما چندچهره دید: گروهی که هرچند زبانش را تغییر داده، علاقه‌اش به ابهام، ملودی‌های تیره و ساختارهای غیرمتعارف را حفظ کرده است.

اوپث همچنان به این دلیل اهمیت دارد که تغییر را به بخشی از تعریف خود تبدیل کرده است. از ارکید تا د لست ویل اند تستامنت، آثار گروه به یک دوره یا سبک واحد فروکاسته نمی‌شوند. بهترین راه برای شنیدن اوپث، انتخاب میان «دوره قدیم» و «دوره جدید» نیست؛ بلکه دنبال کردن رابطه‌ای است که میان خشونت، سکوت، ملودی و ناآرامی در سراسر کارنامه آن شکل گرفته است.

سوالات متداول

اوپث چه سبکی از موسیقی را اجرا می‌کند؟

اوپث در آغاز بیشتر در محدوده پراگرسیو دث متال فعالیت می‌کرد، اما موسیقی‌اش از ابتدا با فولک، راک پراگرسیو و بخش‌های آکوستیک آمیخته بود. از آلبوم هِریتج به بعد، گروه به‌طور عمده به راک پراگرسیو، سایکدلیک راک و هارد راک نزدیک شد. آلبوم د لست ویل اند تستامنت نیز وکال خشن را دوباره وارد این زبان پراگرسیو کرده است.

بهترین آلبوم اوپث برای شروع کدام است؟

انتخاب به سلیقه شنونده بستگی دارد. بلک‌واتر پارک بهترین نقطه شروع برای علاقه‌مندان به متال سنگین و وکال خشن است. دم‌نیشن برای کسانی مناسب‌تر است که فضای ملودیک، آرام و پراگرسیو می‌خواهند. برای شناخت دوره جدید، پیل کومینیون انتخاب متعادلی است، چون پیچیدگی پراگرسیو را با ترانه‌پردازی نسبتاً روشن‌تر ترکیب می‌کند.

چرا اوپث وکال خشن را کنار گذاشت؟

اوپث از سال ۲۰۱۱ و با هِریتج به سمت موسیقی پراگرسیو دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ رفت و در چند آلبوم متوالی از وکال خشن استفاده نکرد. این تغییر، بخشی از جهت‌گیری هنری میکائیل اوکرفلت و علاقه او به راک پراگرسیو کلاسیک بود. گروه در د لست ویل اند تستامنت، منتشرشده در ۲۰۲۴، وکال‌های خشن را دوباره به موسیقی خود بازگرداند.

خواننده و رهبر اصلی اوپث کیست؟

میکائیل اوکرفلت خواننده، گیتاریست و ترانه‌سرای اصلی اوپث است. او از اوایل دهه ۱۹۹۰ به گروه پیوست و نقش محوری در شکل‌گیری هویت موسیقایی آن داشته است. وکال خشن عمیق، آواز تمیز باریتون‌مانند و توانایی او در نوشتن قطعات بلند و چندبخشی، از عناصر اصلی صدای اوپث به شمار می‌روند.

آیا اوپث هنوز فعال است؟

بله، اوپث همچنان فعال است. گروه در سال ۲۰۲۴ آلبوم د لست ویل اند تستامنت را منتشر کرد؛ اثری که در آن وکال‌های خشن میکائیل اوکرفلت پس از سال‌ها دوباره شنیده می‌شوند. ترکیب فعلی گروه شامل اوکرفلت، فردریک اوکسون، مارتین مندس، یواخیم اسوالبرگ و والتری وایریونن است.

استیون ویلسون چه نقشی در آثار اوپث داشت؟

استیون ویلسون در چند پروژه مهم اوپث، از جمله بلک‌واتر پارک، دلیورنس و دم‌نیشن، به‌عنوان تهیه‌کننده یا تهیه‌کننده مشترک همکاری کرد. نقش او بیش از هر چیز در پرداخت جزئیات تولید، شفافیت بافت‌ها و برجسته‌تر شدن جنبه‌های ملودیک و پراگرسیو شنیده می‌شود. با این حال، هسته آهنگسازی و هویت اصلی اوپث همچنان متعلق به میکائیل اوکرفلت بود.

مهم‌ترین اعضای پیشین اوپث چه کسانی هستند؟

پیتر لیندگرن، گیتاریست قدیمی گروه، در شکل‌گیری صدای دوره کلاسیک اوپث نقشی اساسی داشت و تا سال ۲۰۰۷ عضو گروه بود. مارتین لوپز نیز با درام‌نوازی سیال و چندلایه‌اش در آلبوم‌های مهمی مانند بلک‌واتر پارک و گوست ریوریز اثرگذار بود. مارتین اکسنبروت، درامر دوره پس از لوپز، نیز تا سال ۲۰۲۱ در اوپث فعالیت کرد.