سپولتورا (Sepultura) گروه متال برزیلی است که در سال ۱۹۸۴ در بلو هوریزونته (Belo Horizonte) شکل گرفت. این گروه در آغاز با دث متال و ترش متال خشن شناخته شد، اما در دهه ۱۹۹۰ با افزودن گروو، هاردکور، عناصر صنعتی و ریتمهای برزیلی، به یکی از گروههای اثرگذار متال مدرن تبدیل شد. دوره کلاسیک سپولتورا با حضور مکس کاوالرا (Max Cavalera)، ایگور کاوالرا (Igor Cavalera)، آندریاس کیسر (Andreas Kisser) و پائولو جونیور (Paulo Jr.) آلبومهایی ساخت که هنوز در بحث ترش متال و گروو متال مرجعاند. پس از جدایی مکس در ۱۹۹۶، گروه با خواننده جدید، دریک گرین (Derrick Green)، مسیر متفاوت اما پیوستهای را ادامه داد.
اعضای فعلی
- دریک گرین (Derrick Green) — آواز
- آندریاس کیسر (Andreas Kisser) — گیتار
- پائولو جونیور (Paulo Jr.) — بیس
- گریسون نکروتمان (Greyson Nekrutman) — درامز
اعضای پیشین مهم
- مکس کاوالرا (Max Cavalera) — آواز، گیتار ریتم و ترانهنویسی
- ایگور کاوالرا (Igor Cavalera) — درامز
- ژان دولابلا (Jean Dolabella) — درامز
- الوی کاساگرانده (Eloy Casagrande) — درامز
شکلگیری سپولتورا؛ متال از حاشیه جغرافیایی
سپولتورا در صحنهای شکل گرفت که دسترسیاش به موسیقی بینالمللی محدودتر از مراکز متال آمریکا و اروپا بود. مکس و ایگور کاوالرا، همراه با پائولو جونیور، گروه را با تاثیر از نامهایی مانند ونوم (Venom)، کلتیـک فراست (Celtic Frost)، باتوری (Bathory) و هلهامر (Hellhammer) آغاز کردند. نخستین آثارشان، EP بستیل دیواستیشنز (Bestial Devastation) و آلبوم موربید ویژنز (Morbid Visions)، صدایی خام، سریع و کمهزینه داشتند؛ آثاری که ارزش اصلیشان بیشتر در انرژی و جسارتشان بود تا کیفیت ضبط یا پیچیدگی آهنگسازی.
ورود آندریاس کیسر در میانه دهه ۱۹۸۰ مسیر گروه را تغییر داد. او دامنه موسیقایی سپولتورا را گسترش داد و به آنها امکان داد از الگوهای ابتدایی بلک و دث متال فاصله بگیرند. در اسکیزوفرنیا (Schizophrenia)، منتشرشده در ۱۹۸۷، ریفها دقیقتر شدند، سولوها نقش روشنتری گرفتند و ساختار قطعات نسبت به آثار قبلی پختهتر شد. این آلبوم آغاز گذار واقعی سپولتورا به ترش متال بود.
از Beneath the Remains تا Arise: تثبیت یک قدرت جهانی

امضای قرارداد با رودرانر رکوردز (Roadrunner Records) و انتشار بنث د ریمینز (Beneath the Remains) در ۱۹۸۹، سپولتورا را وارد بازار جهانی متال کرد. آلبوم با تهیهکنندگی اسکات برنز (Scott Burns) در موریسوند رکوردینگ (Morrisound Recording) ضبط شد؛ استودیویی که در آن زمان برای تولید دث متال فلوریدا اهمیت زیادی داشت.
اما بنث د ریمینز صرفاً نسخه برزیلی دث متال فلوریدا نبود. قطعههایی چون اینوینسیبل وار (Inner Self) و ماس هیپنوسیس (Mass Hypnosis) بر پایه ریفهای ترش متال ساخته شدهاند، اما با فریادهای خشن مکس و حس اضطرابآلود تنظیمها، به قلمرو دث متال نزدیک میشوند. سپولتورا در این مرحله هنوز به سرعت وابسته بود، ولی تواناییاش در ساختن ریفهای بهیادماندنی نسبت به آثار اولیه جهش کرده بود.
ارایز (Arise) در ۱۹۹۱ این موقعیت را تثبیت کرد. تهیهکنندگی اسکات برنز و میکس اندی والاس (Andy Wallace) به آلبوم وضوح و قدرت بیشتری داد. قطعه عنوانی، دد امبرویونیک سلز (Dead Embryonic Cells) و دیسپریت کرای (Desperate Cry) نشان میدهند که سپولتورا در آن زمان همزمان میتوانست سریع، فنی، سنگین و منسجم باشد. دیسپریت کرای بهویژه اهمیت دارد، چون با مقدمه آکوستیک و ساختار چندبخشیاش، ظرفیت گروه برای خروج از قالب قطعات کوتاه و ضربتی را آشکار میکند.
Chaos A.D.؛ وقتی ریتم از سرعت مهمتر شد

با کیاس ای.دی. (Chaos A.D.) در ۱۹۹۳، سپولتورا عمداً از بخش بزرگی از سرعتمحوری گذشته فاصله گرفت. این تغییر بهمعنای کاهش خشونت موسیقی نبود؛ گروه با ریفهای کوتاهتر، تمپوهای سنگینتر و تاکید بر ضربههای کوبهای، صدایی ساخت که جسمانیتر و مستقیمتر به نظر میرسید.
ریفیوژ/رزیست (Refuse/Resist) با ضربههای ابتدایی شبیه تپش قلب و ریف مکانیکیاش، بیانیه صوتی این دوره است. تریتوری (Territory) بر گرووی متکی است که بعدها در متال مدرن و هاردکور متالیک بارها تکرار شد. در بیومک-انوی (Biotech Is Godzilla)، همکاری مکس با جلو بیافرا (Jello Biafra) از گروه دد کندیز (Dead Kennedys)، پیوند سپولتورا با زبان اعتراضی پانک را آشکارتر میکند.
این آلبوم نشان داد که قدرت سپولتورا فقط در نوازندگی سریع نیست. گروه میتوانست با حذف نتهای اضافی و تکیه بر سکوت، وزن و تکرار، موسیقی را سنگینتر کند. Chaos A.D. یکی از آثار مهم گذار ترش متال دهه ۱۹۸۰ به گروو متال و متال مدرن دهه ۱۹۹۰ است.
Roots؛ تجربهای که تعریف سپولتورا را عوض کرد

روتز (Roots) در ۱۹۹۶ آخرین آلبوم استودیویی سپولتورا با مکس کاوالرا بود. این اثر با تهیهکنندگی راس رابینسون (Ross Robinson) ساخته شد و از نظر صوتی، آگاهانه از صیقل آثار پیشین فاصله گرفت. گیتارها بم، کثیف و متراکماند؛ درامها نقش محوری دارند و تنظیمها در چند قطعه بر تکرارهای سنگین بنا شدهاند.
سپولتورا در این آلبوم از عناصر موسیقی برزیلی و سازهای کوبهای بهره گرفت. همکاری با اعضای جامعه شاوانته در قطعه ایتساری (Itsári) و حضور کارلینیوس براون (Carlinhos Brown) در راتاماهاتا (Ratamahatta)، آلبوم را از یک تجربه سطحی «موسیقی جهانی» جدا میکند. این عناصر در بافت ریتمیک اثر جای گرفتهاند، نه صرفاً در حاشیه تنظیم.
روتز بلادی روتز (Roots Bloody Roots) شناختهشدهترین قطعه آلبوم است؛ ترانهای با ریفی کمنت اما بسیار موثر که نقش گروو را بر ملودی و سرعت مقدم میداند. استراتگد (Straighthate) و اسپیت (Spit) وجه خشنتر و نزدیکتر به هاردکور آلبوم را نشان میدهند، در حالی که کانگورو (Congo) و راتاماهاتا گستره تجربهگرایی آن را روشن میکنند.
Roots برای گروه بخشی از مخاطبان ترش متال را از خود دور کرد، اما همزمان راهی را گشود که بعدها در نو متال، متالکور و گروو متال جدید شنیده شد. تاثیر آلبوم بیشتر در نگرش آن است: متال میتواند ریشههای فرهنگی و جغرافیایی خود را وارد ساختار موسیقی کند، بدون آنکه لزوماً از شدت و خشونت فاصله بگیرد.
جدایی مکس کاوالرا و آغاز دوره درک گرین
مکس کاوالرا در اواخر ۱۹۹۶، پس از اختلافات جدی درون گروه و پیرامون مدیریت آن، از سپولتورا جدا شد. خروج او یک تغییر معمولی در ترکیب نبود. مکس خواننده، یکی از ترانهنویسان اصلی و چهره رسانهای گروه بود؛ بنابراین ادامه فعالیت سپولتورا بدون او، بهطور طبیعی با تردید بسیاری از هواداران روبهرو شد.
دریک گرین در سال ۱۹۹۷ به گروه پیوست. صدای او بمتر، عمیقتر و متفاوت از لحن فریادگونه مکس بود. اگینست (Against) در ۱۹۹۸ نخستین آزمون این ترکیب جدید شد. آلبوم از نظر واکنش منتقدان و هواداران به اجماع دوران کلاسیک نرسید، اما تلاش مشخصی برای ساختن هویتی مستقل از گذشته بود.
پس از آن، سپولتورا با آلبومهایی چون نیشن (Nation)، رورووبک (Roorback) و دانته اکساکسآی (Dante XXI) به حرکت ادامه داد. Dante XXI که از کمدی الهی (Divine Comedy) اثر دانته آلیگیری الهام گرفته، یکی از منسجمترین تلاشهای گروه در قالب آلبوم مفهومی است. این دوره از سپولتورا کمتر بر بازتولید صدای دهه ۱۹۹۰ تکیه دارد و بیشتر به ترکیب هاردکور، گروو متال، دث متال مدرن و ایدههای مفهومی گرایش نشان میدهد.
پس از ایگور کاوالرا؛ بازسازی بخش ریتم

ایگور کاوالرا در سال ۲۰۰۶ از سپولتورا جدا شد. خروج او پایان حضور آخرین عضو بنیانگذار در گروه بود و از نظر تاریخی، فاصله سپولتورا با ترکیب کلاسیک را کامل کرد. با این حال، آندریاس کیسر و پائولو جونیور مسیر گروه را حفظ کردند.
الوی کاساگرانده از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ درامر سپولتورا بود و در بازگشت انرژی فنی به موسیقی گروه نقش قابل توجهی داشت. درامنوازی او در کایروس (Kairos)، مدیاتور بیتوین هد اند هندز ماست بی د هارت (The Mediator Between Head and Hands Must Be the Heart)، ماشین مسایاس (Machine Messiah) و کوادرا (Quadra)، ترکیبی از سرعت، کنترل و ضربهپردازی دقیق ارائه میکرد.
پس از جدایی کاساگرانده در ۲۰۲۴، گریسون نکروتمان بهعنوان درامر جدید معرفی شد. سپولتورا در همان دوره تور خداحافظی خود با نام Celebrating Life Through Death را آغاز کرد؛ توری که برای جمعبندی چهار دهه فعالیت زنده گروه برنامهریزی شده است. گروه اعلام کرده که این تور تا سال ۲۰۲۶ ادامه خواهد داشت.
Quadra و آخرین تصویر استودیویی سپولتورا

کوادرا که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد، یکی از کاملترین آثار دوره درک گرین است. عنوان آلبوم به ساختار چهاربخشی آن اشاره دارد و موسیقی نیز میان چند گرایش متفاوت در حرکت است: ترش متال، گروو متال، دث متال و قطعاتی با فضای ملودیکتر.
قطعه ایزولهشِن (Isolation) نمونهای از وجه سریع و مستقیم آلبوم است، در حالی که گاردینز آو ارث (Guardians of Earth) و فیر؛ پین؛ کیاس؛ سافرینگ (Fear; Pain; Chaos; Suffering) روی ریفهای سنگین و فضاهای تیرهتر کار میکنند. Quadra ادعای بازگشت به گذشته ندارد؛ اهمیتش در این است که گروه پس از چند دهه، اجزای مختلف زبان موسیقایی خود را با انسجام بیشتری کنار هم قرار داده است.
چند آهنگ ضروری از سپولتورا
- اینوینسیبل وار (Inner Self) — نمونهای فشرده از دوره Beneath the Remains؛ ریفهای ترشمحور و خشم دث متالگونه را در قالبی بهیادماندنی جمع میکند.
- ارایز (Arise) — قطعهای که دقت فنی و قدرت اجرایی سپولتورا در اوایل دهه ۱۹۹۰ را بهخوبی نشان میدهد؛ سریع، فشرده و متکی بر تغییرات ریتمیک.
- دد امبرویونیک سلز (Dead Embryonic Cells) — یکی از بهترین نمونههای توانایی گروه در ساختن قطعهای پرجزئیات بدون ازدستدادن نیروی مستقیم آن.
- ریفیوژ/رزیست (Refuse/Resist) — نقطه ورود مناسب به Chaos A.D. و تحول سپولتورا به سوی گروو متال؛ ریتم در این قطعه به اندازه ریف اهمیت دارد.
- تریتوری (Territory) — قطعهای که نشان میدهد سپولتورا چگونه با کاهش سرعت، فشار موسیقایی بیشتری خلق کرد.
- روتز بلادی روتز (Roots Bloody Roots) — مشهورترین اثر گروه و خلاصهای از منطق Roots: گیتار بم، ضربههای سنگین و ساختاری مبتنی بر تکرار.
- راتاماهاتا (Ratamahatta) — برای شنیدن تجربهگرایی ریتمیک و پیوند موسیقی سنگین با عناصر برزیلی، انتخابی کلیدی است.
- ایزولهشِن (Isolation) — نمایندهای موثر از سپولتورای متاخر؛ قطعهای سریع و عصبی که از انرژی ترش متال نیز فاصله نگرفته است.
چرا سپولتورا همچنان مهم است؟
سپولتورا نخستین گروه متال مهم از برزیل نبود، اما نخستین گروه برزیلی بود که در مقیاس جهانی به جایگاهی پایدار در جریان متال دست یافت. اهمیت آنها فقط به فروش آلبوم یا حضور در جشنوارههای بزرگ محدود نمیشود. سپولتورا نشان داد که گروهی خارج از مراکز تثبیتشده صنعت موسیقی نیز میتواند صدایی مستقل و جهانی بسازد.
دوران ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۶، از Beneath the Remains تا Roots، یکی از مسیرهای تکاملی مهم در متال سنگین است: حرکت از ترش و دث متال به سمت گروو، هاردکور و استفاده جدی از عناصر محلی. دوره پس از مکس کاوالرا نیز، با وجود اختلاف نظر همیشگی میان هواداران، صرفاً ادامهای نوستالژیک نبود؛ گروه تلاش کرد با ترکیبهای جدید و زبان صوتی متفاوت، موجودیت خود را حفظ کند.
سپولتورا در تاریخ متال بهعنوان گروهی ماندگار است که تغییر را بخشی از هویت خود کرد. آثار کلاسیک آنها همچنان برای درک تحول متال دهه ۱۹۹۰ ضروریاند و آثار متاخرشان نیز نشان میدهند که این نام، حتی پس از تغییرهای سنگین در ترکیب، به یک دوره خاص محدود نمانده است.
سوالات متداول(FAQ)
سپولتورا چه سبکی از موسیقی متال اجرا میکند؟
سپولتورا در طول فعالیتش به یک سبک ثابت محدود نبوده است. آثار اولیه گروه به بلک متال و دث متال خام نزدیکاند، اما از Schizophrenia و Beneath the Remains به بعد، ترش متال به بخش اصلی هویت آنها تبدیل شد. از Chaos A.D. و بهخصوص Roots، گروو متال، هاردکور، عناصر صنعتی و ریتمهای برزیلی نیز نقش مهمی پیدا کردند.
بهترین آلبوم سپولتورا برای شروع کدام است؟
برای علاقهمندان ترش متال، Arise بهترین نقطه شروع است، چون هم خشن و سریع است و هم از نظر تولید و ترانهنویسی بسیار منسجم عمل میکند. اگر به گروو متال و قطعات سنگینتر علاقه دارید، Chaos A.D. گزینه مناسبتری است. Roots نیز برای شنوندهای که دنبال تجربهگرایی و صداهای متفاوت در متال است، انتخاب مهمی محسوب میشود.
مکس کاوالرا چرا از سپولتورا جدا شد؟
مکس کاوالرا در سال ۱۹۹۶ پس از تنشها و اختلافات داخلی، از جمله مسائل مدیریتی مرتبط با گروه، از سپولتورا جدا شد. او پس از این جدایی، سولفلای را تشکیل داد. خروج مکس یکی از مهمترین تغییرات تاریخ سپولتورا بود، زیرا او علاوه بر خوانندگی، در ترانهنویسی و هویت عمومی گروه نقش مرکزی داشت.
آیا ایگور کاوالرا هنوز عضو سپولتورا است؟
خیر. ایگور کاوالرا در سال ۲۰۰۶ از سپولتورا جدا شد. او و مکس کاوالرا بعدها در پروژهها و اجراهای مشترک فعالیت کردند، از جمله اجرای دوباره آثار اولیه سپولتورا با نام کاوالرا. پس از خروج ایگور، آندریاس کیسر و پائولو جونیور تنها اعضای باقیمانده از ترکیب شناختهشده دهه ۱۹۹۰ بودند.
خواننده فعلی سپولتورا چه کسی است؟
دریک گرین خواننده فعلی سپولتورا است. او در سال ۱۹۹۷، پس از خروج مکس کاوالرا، به گروه پیوست و نخستین بار در آلبوم Against آواز خواند. گرین از آن زمان در تمام آلبومهای استودیویی سپولتورا حضور داشته و صدای او بخش اصلی هویت دوره پس از ۱۹۹۶ گروه است.
آیا سپولتورا در حال خداحافظی از فعالیت موسیقی است؟
سپولتورا تور خداحافظی Celebrating Life Through Death را آغاز کرده و اعلام کرده است که این تور تا سال ۲۰۲۶ ادامه خواهد داشت. این برنامه برای پایان فعالیت گسترده زنده گروه طراحی شده است. با این حال، گروه درباره پایان قطعی فعالیت استودیویی یا انتشار موسیقی تازه پس از تور، موضع نهایی و کاملاً مشخصی اعلام نکرده است.
تفاوت Roots با آلبومهای قدیمیتر سپولتورا چیست؟
Roots نسبت به آلبومهایی مانند Beneath the Remains و Arise کمتر بر سرعت و تکنیک ترش متال تکیه دارد. در عوض، ریفهای بم و تکرارشونده، ضربآهنگهای سنگین، فضای خام تولید و عناصر کوبهای برزیلی در مرکز آن قرار دارند. این تغییر، آلبوم را به یکی از آثار مهم گذار از ترش متال کلاسیک به متال مدرن دهه ۱۹۹۰ تبدیل کرد.







