برینگ می د هورایزن (Bring Me The Horizon) گروهی بریتانیایی از شفیلد است که در سال ۲۰۰۴ شکل گرفت و امروز یکی از مهمترین نمونههای عبور از مرزهای سنتی متالکور به شمار میآید. هویت اولیهٔ گروه بر بریکداونهای سنگین، وکال خشن الیور سایکس و فضای تهاجمی دثکور استوار بود، اما مسیرشان بهتدریج به آلترناتیو راک، الکترونیک، پاپ، ایمو و موسیقی صنعتی گسترش یافت. اهمیت برینگ می د هورایزن فقط در موفقیت تجاری آن نیست؛ این گروه نشان داد یک بند برخاسته از صحنهٔ سنگین بریتانیا میتواند بدون قطع کامل ارتباط با گذشتهاش، زبان موسیقایی خود را برای مخاطبانی بسیار گستردهتر بازتعریف کند.
اعضای فعلی
- الیور سایکس (Oliver Sykes) — وکال
- لی مالیا (Lee Malia) — گیتار
- مت نیکولز (Matt Nicholls) — درامز
- مت کین (Matt Kean) — گیتار بیس
- جردن فیش (Jordan Fish) — کیبورد، سینثسایزر و برنامهنویسی موسیقی؛ عضو گروه تا سال ۲۰۲۳ بود و در آلبومها و دورهٔ تحول صوتی گروه نقشی تعیینکننده داشت.
نکته: پس از جدایی جردن فیش در دسامبر ۲۰۲۳، گروه بهصورت رسمی او را عضو فعلی خود نمیداند. اجرای زنده و تولید آثار پس از آن با همکاری نوازندگان و همکاران دیگر ادامه یافته است.
اعضای سابق برجسته
- کرتیس وارد (Curtis Ward) — گیتار؛ از اعضای مؤسس و حاضر در نخستین دورهٔ دثکور گروه
- جردن فیش (Jordan Fish) — کیبورد، برنامهنویسی و تولید؛ از ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳، یکی از معماران اصلی صدای مدرن گروه
از دثکور شفیلد تا صدایی فراتر از یک ژانر

برینگ می د هورایزن در زمانی وارد صحنه شد که دثکور در بریتانیا مخاطب خاص خود را پیدا میکرد. نخستین آلبومشان، Count Your Blessings در سال ۲۰۰۶، با ریفهای سنگین، ضربآهنگهای سریع، گراولهای عمیق و بریکداونهایی طراحی شده برای اجرای زنده شناخته میشد. این آلبوم از نظر فنی نمایندهٔ دورهای خام و بیپیرایه از گروه است؛ انرژی زیادی دارد، اما هنوز نشانهای از دامنهٔ ترانهنویسی بعدی برینگ می د هورایزن در آن دیده نمیشود.
تغییر مهم با Suicide Season در سال ۲۰۰۸ رخ داد. گروه از الگوی سادهتر دثکور فاصله گرفت و به ساختارهای متالکور، ریفهای ملودیکتر و قطعاتی با تنش عاطفی بیشتر روی آورد. تهیهکنندگی فردریک نوردستروم، که پیشتر با گروههایی مانند At the Gates و In Flames کار کرده بود، به صدا وزن و وضوح بیشتری داد. این آلبوم صرفاً «سنگینتر» یا «پختهتر» نبود؛ نخستین نشانهٔ جدی از علاقهٔ گروه به شکستن فرمولهای ژانری را نشان میداد.
دوران There Is a Hell… و گسترش دامنهٔ موسیقایی
سومین آلبوم استودیویی گروه با عنوان طولانی There Is a Hell Believe Me I’ve Seen It. There Is a Heaven Let’s Keep It a Secret. در سال ۲۰۱۰، نقطهٔ عطفی در تثبیت جایگاه برینگ می د هورایزن بود. گروه در این اثر از ارکستراسیون، صداهای کُر، الکترونیک و ساختارهای پویاتر استفاده کرد، بیآنکه فشار موسیقی متالکور را کنار بگذارد.
قطعاتی مانند «It Never Ends» و «Blessed with a Curse» از نگاه ترانهنویسی اهمیت ویژهای دارند. اولی با فضای پرتنش، تنظیمهای لایهلایه و حرکت میان خشونت و ملودی کار میکند؛ دومی نشان میدهد گروه میتواند بدون تکیهٔ مداوم بر بریکداون، حس درام و فوران عاطفی ایجاد کند. در همین دوره، الیور سایکس از یک وکالیست صرفاً خشن فاصله گرفت و حضورش در نقش راوی و مرکز عاطفی آثار پررنگتر شد.
جردن فیش و بازطراحی هویت گروه

پیوستن جردن فیش در سال ۲۰۱۲، مسیر برینگ می د هورایزن را عمیقتر تغییر داد. فیش پیش از آن با گروه در اجراهای زنده همکاری کرده بود، اما نقش او در Sempiternal فراتر از افزودن چند لایهٔ کیبورد بود. سینثسایزرها، برنامهنویسی، بافتهای الکترونیک و حساسیت پاپ او به انسجام ملودیک، صدای گروه را بازتعریف کردند.
Sempiternal که در ۲۰۱۳ منتشر شد، برای بسیاری از شنوندگان نقطهٔ ورود اصلی به جهان برینگ می د هورایزن است. قطعهٔ «Can You Feel My Heart» با ضربآهنگ الکترونیک، هوک ساده و فضای تیرهاش، نمونهٔ فشردهای از این تغییر بود. در «Shadow Moses» نیز گروه توانست الکترونیک و متالکور را بدون آنکه یکی تزئین دیگری شود، در یک معماری واحد قرار دهد.
موفقیت این آلبوم به دلیل سازش با جریان اصلی نبود. Sempiternal در اصل از مهارت گروه در کنترل تضادها میآید: وکالهای فریادزده در کنار ملودیهای قابلحفظکردن، گیتارهای پایینکوک در کنار فضای سینمایی و ترانههایی که بهجای نمایش صرفِ خشونت، اضطراب و فرسودگی روانی را به مرکز خود میآورند.
چرا That’s the Spirit یک چرخش پرریسک بود؟

با That’s the Spirit در سال ۲۰۱۵، برینگ می د هورایزن عملاً از متالکور به سمت آلترناتیو راک و الکترونیک راک حرکت کرد. گیتارها هنوز سنگین بودند، اما بریکداونهای کلاسیک دیگر ستون اصلی قطعات محسوب نمیشدند. تولید فشردهتر، ریتمهای نزدیکتر به موسیقی الکترونیک و استفادهٔ بیشتر از وکال تمیز، زبان تازهای برای گروه ساخت.
«Throne» و «Drown» بهخوبی منطق این دوره را نشان میدهند. اولی بر یک هوک جمعی و ریتم کوبنده تکیه دارد؛ دومی با ملودی آسیبپذیرتر و فضای نزدیکتر به آلترناتیو راک، سویهای متفاوت از ترانهنویسی سایکس را برجسته میکند. این تغییر بخشی از هواداران اولیه را دور کرد، اما در عوض، جایگاه گروه را از یک نام بزرگ در صحنهٔ سنگین به هنرمندی فراژانری ارتقا داد.
نکتهٔ مهم این است که برینگ می د هورایزن در این مرحله بهطور کامل «پاپی» نشد. سنگینی در آثارشان بیشتر به بافت، ضربهٔ درامز، طراحی صدا و حس تهدیدآمیز تنظیم منتقل شد؛ نه فقط به دیستورشن گیتار یا فریاد.
از amo تا مجموعهٔ POST HUMAN

آلبوم amo در ۲۰۱۹، جسورانهترین تجربهٔ گروه در استفاده از پاپ، الکترونیک، اینداستریال و موسیقی امبینت بود. قطعاتی مانند «MANTRA» هنوز تنش و ریفهای خشن دارند، اما «medicine» و «in the dark» روی ملودی، فضای مینیمال و پرداخت پاپ متمرکزترند. این آلبوم بیش از هر اثر پیشین گروه، منطق «برینگ می د هورایزن بهعنوان یک ژانر مستقل» را پررنگ کرد.
پس از آن، پروژهٔ POST HUMAN به گروه امکان داد بدون گرفتارشدن در قالب یک آلبوم واحد، چند مسیر را همزمان دنبال کند. POST HUMAN: SURVIVAL HORROR در ۲۰۲۰، واکنشی فشرده و خشن به اضطراب، انزوا و آشفتگی آن دوره بود. همکاری با یانگبلاد در «Obey» و ایمی لی از Evanescence در «One Day the Only Butterflies Left Will Be in Your Chest as You March Towards Your Death» دامنهٔ مخاطبان را گسترش داد، اما هستهٔ اثر همچنان صنعتی، الکترونیک و سنگین باقی ماند.
POST HUMAN: NeX GEn که در ۲۰۲۴ منتشر شد، به فضای یوتراک، ایمو، هایپرپاپ و آلترناتیو دههٔ ۲۰۰۰ نزدیکتر است. این آلبوم پس از خروج جردن فیش منتشر شد، هرچند او در روند ساخت آن مشارکت داشت و در فهرست اعتبارهای اثر نیز حضور دارد. نتیجه آلبومی است پرجزئیات و فشرده که گاهی از عمد شلوغ و ناپایدار به نظر میرسد؛ ویژگیای که با مفهوم جهان دیجیتال و فرسودگی ذهنی آلبوم هماهنگ است.
امضای صوتی برینگ می د هورایزن چیست؟
نقطهٔ قوت گروه در ترکیب عناصر ناهمگون نیست، بلکه در توانایی تبدیل آنها به ترانههایی با هویت مشخص است. گیتارنوازی لی مالیا معمولاً بر ریفهای پایینکوک، موتیفهای ساده اما مؤثر و بافتسازی متمرکز است. مت نیکولز نیز از درامز متالکور صرف فاصله گرفته و در آثار جدید، میان ضربههای سنگین، ریتمهای الکترونیک و الگوهای نزدیک به پاپ تعادل ایجاد میکند.
وکال الیور سایکس عامل پیونددهندهٔ دورههای مختلف گروه است. او از اسکرین و گراول در آثار اولیه به آوازهای ملودیک، گفتار ریتمیک، افکتهای دیجیتال و اجراهای آسیبپذیرتر رسیده است. این تحول همیشه بینقص نبوده، اما باعث شده هر تغییر موسیقایی گروه به یک گسست کامل از هویت گذشته تبدیل نشود.
ترانههای برینگ می د هورایزن اغلب دربارهٔ سلامت روان، اعتیاد، روابط فرساینده، اضطراب، خودویرانگری و فشارهای زندگی مدرناند. این مضامین بهخودیخود تازه نیستند، اما گروه معمولاً آنها را با زبان مستقیم، هوکهای ماندگار و تنظیمهایی متناسب با شدت عاطفی متن ارائه میکند.
تأثیر خروج جردن فیش
جدایی جردن فیش در اواخر ۲۰۲۳، یکی از مهمترین تغییرات ترکیب گروه از زمان ورود او بود. نقش فیش فقط اجرای کیبورد نبود؛ او در ترانهنویسی، تنظیم و تولید آثار دورهٔ مدرن برینگ می د هورایزن حضوری محوری داشت. بنابراین، آثار بعدی گروه ناگزیر با پرسشی جدی روبهرو هستند: آیا گروه میتواند همان دقت در تلفیق موسیقی سنگین و الکترونیک را بدون او حفظ کند؟
برای پاسخ قطعی هنوز زود است. POST HUMAN: NeX GEn محصول دورهای است که فیش در آن مشارکت داشت و نمیتواند تصویر کاملی از آیندهٔ گروه پس از جدایی او ارائه دهد. با این حال، سابقهٔ برینگ می د هورایزن نشان داده که تغییر اعضا اغلب به بازنگری در زبان موسیقاییشان منجر شده است.
میراث برینگ می د هورایزن
برینگ می د هورایزن از معدود گروههای سنگین نسل خود است که توانست هم در فرهنگ متالکور باقی بماند و هم به مخاطبانی بیرون از آن صحنه برسد. تأثیرشان را میتوان در گرایش گستردهتر گروههای جدید به تولید الکترونیک، هوکهای پاپ، طراحی صدای دیجیتال و انعطاف ژانری شنید.
البته این مسیر منتقدان خود را نیز داشته است. هرچه گروه از دثکور و متالکور اولیه فاصله گرفت، بخشی از مخاطبان قدیمی احساس کردند هویت اولیه کمرنگ شده است. با این حال، این اعتراض خود بخشی از اهمیت تاریخی گروه است: برینگ می د هورایزن هرگز برای حفظ یک تعریف ثابت از «اصالت»، خود را در یک فرمول حبس نکرد.
از کجا شنیدن برینگ می د هورایزن را شروع کنیم؟
Sempiternal (2013)
برای درک نقطهٔ اتصال گذشتهٔ سنگین گروه با آیندهٔ الکترونیک و آلترناتیو آنها، بهترین انتخاب است. «Can You Feel My Heart» و «Shadow Moses» دو ضلع مهم از هویت این آلبوماند.
That’s the Spirit (2015)
اگر دنبال وجه ملودیکتر و فراگیرتر برینگ می د هورایزن هستید، این آلبوم مسیر مناسبی است. تولید مدرن و قطعاتی مانند «Throne» و «Drown» تغییر نگاه گروه به ساختن هوک را روشن میکنند.
POST HUMAN: SURVIVAL HORROR (2020)
این اثر برای شنوندهای که میخواهد نسخهای خشنتر، صنعتیتر و معاصرتر از گروه را بشنود، انتخاب مناسبی است. آلبوم کوتاه است، اما از نظر انرژی و انسجام مفهومی ضربهٔ محکمی میزند.
«Sleepwalking»
یکی از متعادلترین قطعات Sempiternal است؛ جایی که ملودی، فضای الکترونیک و فشار گیتارها بدون رقابت با یکدیگر پیش میروند.
«Drown»
نمونهای کلیدی از توانایی گروه در ساختن یک قطعهٔ آلترناتیو راک عاطفی است که همچنان وزن و تاریکی جهان برینگ می د هورایزن را حفظ میکند.
«Kingslayer»
همکاری با Babymetal در POST HUMAN: SURVIVAL HORROR، تصویری فشرده از علاقهٔ گروه به برخورد دادن جهانهای ظاهراً ناسازگار است؛ قطعهای تند، دیجیتال و عمداً بیشازحد پرانرژی.
برینگ می د هورایزن را نمیتوان فقط با برچسب دثکور، متالکور یا آلترناتیو راک توضیح داد. مسیر آنها داستان گروهی است که از صحنهای زیرزمینی شروع کرد، چند بار ساختار موسیقایی خود را به خطر انداخت و در هر مرحله بخشی از مخاطبانش را از دست داد یا به دست آورد. ارزش ماندگارشان بیش از هر چیز در همین آمادگی برای تغییر است. آنها همیشه بهترین پاسخ را برای تضاد میان موسیقی سنگین و محبوبیت گسترده پیدا نکردهاند، اما کمتر گروهی از نسلشان با چنین پیگیری و جسارتی این تضاد را به بخشی از هویت هنری خود تبدیل کرده است.
FAQ
برینگ می د هورایزن چه سالی و کجا تشکیل شد؟
برینگ می د هورایزن در سال ۲۰۰۴ در شفیلدِ انگلستان شکل گرفت. گروه در ابتدا به صحنهٔ دثکور و متالکور بریتانیا تعلق داشت، اما از اواخر دههٔ ۲۰۰۰ بهتدریج عناصر الکترونیک، آلترناتیو راک و پاپ را وارد آثارش کرد. همین تحول، موقعیت آنها را از یک گروه زیرزمینی به نامی شناختهشده در سطح بینالمللی تغییر داد.
سبک موسیقی Bring Me The Horizon چیست؟
نمیتوان برای تمام دورههای فعالیت گروه فقط یک ژانر تعیین کرد. آثار اولیه به دثکور و متالکور نزدیکاند، در حالی که آلبومهای بعدی از آلترناتیو راک، الکترونیک راک، پاپ راک، اینداستریال و ایمو نیز استفاده میکنند. هویت امروز گروه بر تلفیق موسیقی سنگین با تولید دیجیتال و ملودیهای فراگیر استوار است.
بهترین آلبوم برای شروع شنیدن برینگ می د هورایزن کدام است؟
برای بیشتر شنوندگان، Sempiternal مناسبترین نقطهٔ شروع است، چون هم انرژی متالکور گروه را دارد و هم ریشههای صدای الکترونیک و ملودیک دورههای بعدی را نشان میدهد. اگر آثار ملودیکتر میخواهید، That’s the Spirit انتخاب سادهتری است؛ برای صدای تهاجمیتر و مدرنتر نیز POST HUMAN: SURVIVAL HORROR پیشنهاد میشود.
جردن فیش چرا از برینگ می د هورایزن جدا شد؟
گروه و جردن فیش در دسامبر ۲۰۲۳ جدایی خود را بهطور رسمی اعلام کردند، اما جزئیات کامل و مشخصی از علت این جدایی منتشر نشد. فیش از سال ۲۰۱۲ نقش مهمی در کیبورد، برنامهنویسی، تنظیم و تولید آثار گروه داشت. بنابراین، ارزیابی دقیق تأثیر خروج او بر آیندهٔ موسیقایی گروه به انتشار آثار کاملاً جدید پس از این جدایی وابسته است.
خواننده Bring Me The Horizon کیست؟
الیور سایکس خواننده و یکی از اعضای مؤسس برینگ می د هورایزن است. صدای او در طول فعالیت گروه تغییر چشمگیری داشته است: از اسکرین و گراولهای دثکور اولیه تا آوازهای ملودیک، اجراهای ریتمیک و وکالهای پردازششده در آثار جدید. این انعطاف، بخش مهمی از پیوستگی هویت گروه در دورههای مختلف بوده است.
معروفترین آهنگهای برینگ می د هورایزن کداماند؟
«Can You Feel My Heart»، «Throne»، «Drown»، «Shadow Moses»، «Sleepwalking»، «MANTRA» و «Teardrops» از شناختهشدهترین قطعات گروهاند. با این حال، هرکدام نمایندهٔ دورهای متفاوت هستند: «Shadow Moses» به دورهٔ متالکور مدرن نزدیکتر است، در حالی که «Throne» و «Drown» چرخش گروه به سمت آلترناتیو راک را نشان میدهند.
آیا Bring Me The Horizon هنوز فعال است؟
بله، برینگ می د هورایزن همچنان فعال است. گروه در سال ۲۰۲۴ آلبوم POST HUMAN: NeX GEn را منتشر کرد و پس از جدایی جردن فیش نیز فعالیت خود را ادامه داده است. ترکیب رسمی فعلی شامل الیور سایکس، لی مالیا، مت نیکولز و مت کین است، هرچند در اجراها و تولید آثار از همکاران دیگر نیز استفاده میشود.







