نروژ کشوری با فیوردهای آرام، جنگلهای سرد و شبهای بلند زمستانی است؛ جایی که کمتر کسی انتظار دارد یکی از خشنترین و پرحاشیهترین زیرژانرهای موسیقی متال از دل آن بیرون بیاید. اما دقیقاً همینجا، در اوایل دهه ۹۰ میلادی، گروهی از نوجوانان عصبانی و ضد مذهب، جنبشی را شکل دادند که تا امروز دربارهاش حرف میزنند: بلک متال نروژی (Norwegian Black Metal)، یا آنطور که در تاریخ متال شناخته میشود، «موج دوم بلک متال» (Second Wave of Black Metal).
این داستان فقط درباره موسیقی نیست. قتل، آتشسوزی عمدی کلیساهای قرونوسطایی، ایدئولوژیهای افراطی و مرگهای مشکوک، بخشی جداییناپذیر از این روایت هستند. در این مقاله قرار است با نگاهی دقیق و مستند، به عمق این پدیده برویم؛ از ریشههای موج اول تا اوج خشونت موج دوم، و نقش دو نام کلیدی: میهم (Mayhem) و بورزوم (Burzum).
بلک متال نروژی چیست و از کجا شروع شد؟
بلک متال بهعنوان یک زیرژانر متال، ریشه در اواسط دهه ۸۰ دارد. گروههایی مثل ونوم (Venom) انگلیسی، باتوری (Bathory) سوئدی و سلتیک فراست (Celtic Frost) سوئیسی، پایههای اولیه این سبک را گذاشتند؛ صدایی خام، گیتارهای پرنویز، ریتمهای سریع و تمهایی حول شیطانپرستی و ضدیت با مسیحیت. این دوره را امروز «موج اول بلک متال» (First Wave of Black Metal) مینامند.
اما آنچه در نروژ اتفاق افتاد، چیزی فراتر از یک ژانر موسیقایی بود. موج دوم بلک متال نروژی نهفقط یک صدا، بلکه یک زیرفرهنگ کامل با ایدئولوژی، ظاهر بصری (کورپسپینت یا Corpse Paint، یعنی نقاشی روی صورت شبیه اجساد)، و در بدترین حالت، اقدامات جنایی واقعی بود.
چرا نروژ؟
چند عامل دست به دست هم دادند تا این جنبش دقیقاً در نروژ شکل بگیرد:
- جامعهای بسته و لوتری: کلیسای دولتی نروژ نقش پررنگی در زندگی اجتماعی داشت و برای نسل جوان به نمادی از سرکوب فرهنگی تبدیل شده بود.
- علاقه به میراث وایکینگ: بسیاری از این جوانان به تاریخ پیش از مسیحیت نروژ و فرهنگ وایکینگ علاقهمند بودند و مسیحیت را عاملی میدانستند که هویت بومی آنها را نابود کرده است.
- انزوای جغرافیایی و اجتماعی: زمستانهای طولانی و تاریک، فضایی افسرده و درونگرا ایجاد میکرد که بهخوبی در موسیقی بازتاب پیدا کرد.
گروه میهم؛ نقطه صفر موج دوم

اگر بخواهیم یک نقطه شروع دقیق برای موج دوم بلک متال نروژی پیدا کنیم، آن نقطه گروه میهم (Mayhem) است. این گروه در سال ۱۹۸۴ توسط اویستین آرست (Øystein Aarseth)، معروف به یورونیموس (Euronymous)، تاسیس شد.
میهم نهتنها از نظر موسیقایی الگوی بسیاری از گروههای بعدی شد، بلکه یورونیموس با تاسیس فروشگاه و لیبل موسیقی هلوته (Helvete) (به معنای جهنم) در اسلو، به نقطه تجمع کل این زیرفرهنگ تبدیل شد. زیرزمین این فروشگاه، محل دورهمی نوجوانانی بود که بعدها به هسته اصلی موج دوم تبدیل شدند؛ گروهی که خودشان را بلک سرکل (Black Circle) یا «حلقه سیاه» مینامیدند.
خودکشی دد و تصویری که تبدیل به جلد آلبوم شد
یکی از تاریکترین اتفاقات این دوره، خودکشی خواننده میهم، پر اینگوه اولین (Per Yngve Ohlin) ملقب به دد (Dead)، در آوریل ۱۹۹۱ بود. دد که از افسردگی شدید رنج میبرد، خودش را با اسلحه شکاری کشت. اما آنچه این ماجرا را به یکی از بدنامترین رویدادهای تاریخ متال تبدیل کرد، واکنش یورونیموس بود:
به گفته منابع متعدد، یورونیموس پیش از تماس با پلیس، از صحنه مرگ دد عکس گرفت. یکی از این عکسها بعدها بهعنوان جلد آلبوم زنده Dawn of the Black Hearts منتشر شد.
این اتفاق، تصویر بلک متال نروژی را از یک ژانر موسیقایی خشن به پدیدهای با خطوط باریک بین هنر و آسیبشناسی روانی واقعی تبدیل کرد.
بورزوم و وارگ ویکرنس: از موسیقی تا قتل

نام دوم و شاید مهمتر از یورونیموس، کریستین ویکرنس (Kristian Vikernes) است که با نام هنری وارگ ویکرنس (Varg Vikernes) شناخته میشود. او پروژه تکنفره بورزوم (Burzum) را تاسیس کرد؛ نامی که در زبان ساختهشده الفی تالکین در ارباب حلقهها به معنای «تاریکی» است.
آلبومهای اولیه بورزوم، بهویژه Burzum (۱۹۹۲) و Det Som Engang Var (۱۹۹۳)، از تاثیرگذارترین آثار در شکلگیری صدای اتمسفریک و راهرومانند بلک متال محسوب میشوند؛ سبکی که بعدها به بلک متال آمبیانت (Ambient Black Metal) معروف شد.
قتل یورونیموس در سال ۱۹۹۳
روایت رابطه وارگ و یورونیموس، پیچیده و پر از رقابت بود. هر دو در حلقه یکسانی فعالیت میکردند، اما اختلافات مالی، شخصی و ایدئولوژیک بینشان بالا گرفت. در شب ۱۰ اوت ۱۹۹۳، وارگ به آپارتمان یورونیموس در اسلو رفت و او را با ضربات چاقو کشت.
وارگ در دادگاه ادعا کرد این اقدام دفاع از خود بوده، اما شواهد پزشکی قانونی (بیش از ۲۰ ضربه چاقو، اکثراً از پشت) این ادعا را زیر سوال برد. او در نهایت به ۲۱ سال زندان (حداکثر مجازات در نروژ آن زمان) محکوم شد و در سال ۲۰۰۹ آزاد شد.
کلیساسوزیها؛ سیاهترین فصل موج دوم
شاید هیچ بخشی از این تاریخ به اندازه کلیساسوزیها جنجالی نباشد. بین سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶، بیش از ۵۰ مورد آتشسوزی عمدی کلیسا در نروژ ثبت شد که بسیاری از آنها به اعضای همین حلقه بلک متال نسبت داده شد.
کلیسای فانتوفت؛ نمادیترین حادثه

در ژوئن ۱۹۹۲، کلیسای چوبی فانتوفت (Fantoft Stave Church) در برگن، یکی از کلیساهای تاریخی و باستانی نروژ که قدمتی نزدیک به ۹۰۰ سال داشت، در آتش سوخت و کاملاً از بین رفت. وارگ بعدها در مصاحبهای به دستداشتن در این حادثه اشاره کرد، هرچند هیچگاه رسماً برای همین مورد محکوم نشد؛ اما در سال ۱۹۹۴ بهخاطر آتشسوزی سه کلیسای دیگر مجرم شناخته شد.
چرا کلیساسوزی؟
انگیزههای ذکرشده برای این اقدامات ترکیبی بود از:
- ضدیت ایدئولوژیک با مسیحیت بهعنوان دینی «بیگانه» که فرهنگ وایکینگ و بومی نروژ را نابود کرده بود.
- نمادگرایی افراطی، جایی که آتشسوزی بهعنوان اثبات جدیت و «صداقت» (Kvltness) در برابر شیطانپرستی تبلیغاتی تلقی میشد.
- رقابت داخلی حلقه برای اثبات رادیکالتر بودن نسبت به دیگر اعضا.
جدول زیر خلاصهای از مهمترین رویدادهای این دوره را نشان میدهد:
| سال | رویداد | افراد درگیر |
|---|---|---|
| ۱۹۹۱ | خودکشی دد، خواننده میهم | پر اینگوه اولین (دد) |
| ۱۹۹۲ | آتشسوزی کلیسای فانتوفت | نامشخص/مرتبط با وارگ ویکرنس |
| ۱۹۹۳ | قتل یورونیموس | وارگ ویکرنس |
| ۱۹۹۴ | محکومیت وارگ ویکرنس به ۲۱ سال زندان | وارگ ویکرنس |
| ۱۹۹۳-۱۹۹۶ | بیش از ۵۰ کلیساسوزی در سراسر نروژ | اعضای مختلف حلقه سیاه |
میراث موسیقایی موج دوم؛ فراتر از خشونت
با وجود تمام تاریکیهای این تاریخ، نمیتوان تاثیر موسیقایی موج دوم را نادیده گرفت. گروههایی مثل دارکثرون (Darkthrone)، امپرور (Emperor)، ایمورتال (Immortal) و انسلیود (Enslaved) در همین دوره شکل گرفتند و صدایی خلق کردند که هنوز الگوی اصلی بلک متال جهانی است: گیتارهای ترمولو با نویز بالا، ریتم بلاستبیت (Blast Beat)، وکال جیغی و فضاسازی سرد و اتمسفریک.
نکته مهم این است که اکثریت قریببهاتفاق گروههای بلک متال، هرگز درگیر خشونت واقعی نبودند. آنچه در نروژ رخ داد، بخش کوچک اما بسیار پرسروصدایی از یک اجتماع بزرگتر هنری بود که رسانهها و مستندهایی مثل Until the Light Takes Us آن را برجسته کردند.
جمعبندی
بلک متال نروژی نمونهای نادر است از جایی که مرز بین هنر افراطی و جنایت واقعی بهشدت باریک شد. موج دوم بلک متال، با محوریت گروههایی مثل میهم و پروژهای مثل بورزوم، نهتنها صدای موسیقایی جدیدی خلق کرد، بلکه با خودکشی، قتل و دهها مورد کلیساسوزی، به یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ موسیقی راک و متال تبدیل شد. امروز، با گذشت بیش از سه دهه، بلک متال نروژی همچنان موضوع مستندها، کتابها و بحثهای دانشگاهی است؛ داستانی که نشان میدهد موسیقی میتواند بازتاب مستقیم خشونتترین بخشهای ذهن انسان باشد.
سوالات متداول (FAQ)
۱. موج دوم بلک متال نروژی دقیقاً از چه سالی شروع شد؟
اغلب منابع، شروع موج دوم را اوایل دهه ۹۰ میلادی، همزمان با فعالیت گروه میهم و تاسیس فروشگاه هلوته توسط یورونیموس در سال ۱۹۹۱، میدانند.
۲. آیا وارگ ویکرنس هنوز موسیقی میسازد؟
بله، او پس از آزادی از زندان در سال ۲۰۰۹، فعالیت بورزوم را از سر گرفت و همچنان آلبوم منتشر میکند، هرچند دیدگاههای جنجالی او همچنان محل بحث است.
۳. آیا همه اعضای بلک متال نروژی درگیر جرم بودند؟
خیر. اکثریت موزیسینهای این ژانر هرگز درگیر خشونت فیزیکی نشدند؛ خشونتهای واقعی محدود به گروه کوچکی از افراد در حلقه سیاه بود.
۴. کورپسپینت چیست و چرا استفاده میشد؟
کورپسپینت آرایش سیاه و سفید صورت شبیه به جسد است که برای ایجاد حس وحشت، مرگ و ضدیت با مسیحیت در اجراهای زنده و عکسهای تبلیغاتی استفاده میشد.
۵. آیا کلیسای فانتوفت بازسازی شد؟
بله، کلیسای فانتوفت پس از آتشسوزی سال ۱۹۹۲، با استفاده از نقشههای تاریخی اصلی بازسازی شد و امروز بهعنوان جاذبه گردشگری در برگن باز است.



