در این صفحه

مستودون (Mastodon) گروهی آمریکایی از آتلانتا، جورجیا است که در سال ۲۰۰۰ شکل گرفت و در مرز میان اسلاج متال، پراگرسیو متال و هوی متال مدرن به یکی از مهم‌ترین نام‌های قرن بیست‌ویکم تبدیل شد. هویت گروه از ریف‌های سنگین و پرتحرک، ساختارهای چندلایه، آوازخوانی مشترک میان اعضا و گرایشی جدی به روایت‌های مفهومی ساخته شده است. مستودون از معدود گروه‌هایی است که توانسته زبان پیچیده و ماجراجویانهٔ پراگرسیو متال را با قدرت فیزیکی موسیقی سنگین و ترانه‌هایی شخصی‌تر پیوند بزند؛ مسیری که از آلبوم‌های مفهومی اولیه تا آثار عاطفی‌تر سال‌های اخیر ادامه دارد.

اعضای فعلی

  • تروی سندرز (Troy Sanders) — بیس، آواز
  • برنت هیندز (Brent Hinds) — گیتار لید، آواز
  • بیل کلیهر (Bill Kelliher) — گیتار ریتم، بک‌وکال
  • بران دیلور (Brann Dailor) — درامز، آواز

اعضای پیشین

  • اریک سنر (Eric Saner) — آواز؛ خوانندهٔ اولیهٔ گروه پیش از تثبیت ترکیب چهار نفرهٔ کلاسیک مستودون

از آتلانتا تا تثبیت یک ترکیب کم‌سابقه

اعضای اصلی گروه مستودون شامل تروی سندرز، برنت هیندز، بیل کلیهر و بران دیلور

مستودون در سال ۲۰۰۰ از پیوند تروی سندرز، برنت هیندز، بیل کلیهر و بران دیلور شکل گرفت. هر چهار عضو پیش‌تر در گروه‌های مختلف صحنهٔ زیرزمینی فعال بودند و آشنایی آن‌ها در آتلانتا به ترکیبی انجامید که خیلی زود، هم از نظر نوازندگی و هم از نظر نگاه آهنگسازی، تفاوتش با بسیاری از گروه‌های هم‌دوره آشکار شد.

نکتهٔ مهم در تاریخ مستودون، ثبات همین ترکیب است. از نخستین آلبوم تا امروز، چهار عضو اصلی هستهٔ گروه را حفظ کرده‌اند؛ اتفاقی که در موسیقی متال، به‌ویژه برای گروهی با بیش از دو دهه فعالیت، کم‌نظیر است. این ثبات به مستودون اجازه داده تا به جای بازتعریف هویت پس از هر تغییر اعضا، زبان موسیقایی خود را مرحله‌به‌مرحله گسترش دهد.

نخستین آلبوم گروه، ریمیشن (Remission) در سال ۲۰۰۲، مستودون را به‌عنوان گروهی نزدیک به اسلاج متال و هاردکور معرفی کرد؛ اما همان‌جا هم نشانه‌های تفاوت دیده می‌شد: ریف‌های نامتقارن، درام‌نوازی پرجزئیات دیلور و علاقه به فضای روایی و تصویری. این گروه از ابتدا صرفاً دنبال سنگین‌تر شدن نبود؛ هدفش ساختن جهانی موسیقایی با منطق درونی خودش بود.

چهار عنصر و شکل‌گیری زبان مفهومی مستودون

کاور رسمی آلبوم Leviathan از گروه مستودون با تصویر نهنگ سفید

چهار آلبوم نخست مستودون معمولاً به‌عنوان دوره‌ای شناخته می‌شوند که هر اثر با یکی از عناصر کلاسیک پیوند داشت. این ایده الزاماً در همهٔ جزئیات آثار یک روایت واحد نمی‌ساخت، اما به گروه چارچوبی داد تا آلبوم‌ها را فراتر از مجموعه‌ای از قطعات مستقل تصور کند.

ریمیشن با عنصر آتش مرتبط بود. موسیقی آلبوم خشن، فشرده و غریزی است؛ جایی که تاثیرات اسلاج، هاردکور و متال جنوبی در ریف‌های کوتاه و ضربه‌ای به هم می‌رسند. قطعاتی مانند مارچر (Marcher) و بلاد اند تاندر (Blood and Thunder) هنوز هم نشان می‌دهند که مستودون چطور می‌توانست پیچیدگی را بدون قربانی کردن ضربهٔ مستقیم موسیقی وارد کار کند.

با لویاتان (Leviathan) در سال ۲۰۰۴، مستودون نخستین جهش بزرگ خود را تجربه کرد. این آلبوم، با الهام از رمان هرمان ملویل (Herman Melville) یعنی موبی-دیک (Moby-Dick)، داستان شکار نهنگ سفید را به زبانی پرتنش و دریایی ترجمه می‌کند. آلبوم نه اقتباسی خطی از رمان است و نه صرفاً مجموعه‌ای از ارجاعات ادبی؛ فضای خشن، مواج و ناپایدار قطعات، نقش مهم‌تری از روایت مستقیم دارد.

بلاد مانتین (Blood Mountain) در سال ۲۰۰۶ دامنهٔ کار گروه را وسیع‌تر کرد. این‌بار، روایت آلبوم به سفری سوررئال در کوهستانی خیالی گره می‌خورد؛ جهانی پر از جانوران، تهدیدهای طبیعی و تصویرهای روان‌گردان. مستودون در این مرحله، پیچیدگی پراگرسیو را با رنگ‌آمیزی‌های بیشتری وارد موسیقی کرد و قطعاتی چون کلونی آف برچس (Colony of Birchmen) و کپیلاریان کرست (Capillarian Crest) از جسارت گروه در تغییر ریتم و ساختار خبر می‌دادند.

Crack the Skye؛ نقطهٔ عطف هنری

کاور آلبوم Crack the Skye از Mastodon، اثر پراگرسیو متال سال ۲۰۰۹

اگر Leviathan آلبومی بود که نام مستودون را میان مخاطبان وسیع‌تری مطرح کرد، کرک د اسکای (Crack the Skye) در سال ۲۰۰۹ جایگاه هنری گروه را تثبیت کرد. این اثر با محوریت مفاهیمی چون سفر روح، ستاره‌شناسی، روسیهٔ تزاری و تجربهٔ شخصی بران دیلور از مرگ خواهرش ساخته شد. چنین ترکیبی روی کاغذ نامتعارف به نظر می‌رسد، اما نقطهٔ قوت آلبوم همین است که روایت‌های پیچیده را به قطعاتی دارای بار عاطفی بدل می‌کند.

در این آلبوم، مستودون از خشونت فشردهٔ آثار اولیه فاصله گرفت و به سمت قطعات بلندتر، ملودی‌های بازتر و فضاسازی‌های پررنگ‌تر رفت. نقش آواز دیلور و هیندز در اینجا پررنگ‌تر شد و گیتارها بیشتر به جای اتکا به ریف‌نوازی مداوم، در خدمت حرکت تدریجی قطعات قرار گرفتند.

قطعهٔ اُبْلیویِن (Oblivion) نمونه‌ای روشن از این تعادل است: شروع کوبنده، تغییرهای ریتمیک، ملودی‌های آوازی و پایانی که قطعه را از یک ترانهٔ معمولی متال فراتر می‌برد. در سوی دیگر، د لاست بارون (The Last Baron) با زمان بیش از ۱۳ دقیقه، توانایی گروه در حفظ انسجام در ساختاری طولانی را نشان می‌دهد. اهمیت Crack the Skye فقط به جاه‌طلبی مفهومی آن محدود نیست؛ آلبوم ثابت کرد مستودون می‌تواند پیچیده‌تر شود، بی‌آنکه ویژگی جسمانی و فوری موسیقی‌اش را از دست بدهد.

از جاه‌طلبی مفهومی به ترانه‌نویسی مستقیم‌تر

پس از Crack the Skye، مستودون آگاهانه بخشی از پیچیدگی روایی خود را تعدیل کرد. د هانتر (The Hunter) در سال ۲۰۱۱، به یاد برادر درگذشتهٔ برنت هیندز، نام‌گذاری شد و نسبت به آلبوم پیشین ساختاری پراکنده‌تر و قطعه‌محورتر داشت. این آلبوم همچنان امضای گروه را حفظ می‌کرد، اما قطعات کوتاه‌تر و مستقیم‌تر شده بودند.

وانس مور راند د سان (Once More ’Round the Sun) در سال ۲۰۱۴ این رویکرد را با وضوح بیشتری ادامه داد. تهیه‌کنندگی نیک راسکولینز (Nick Raskulinecz) به صدایی صیقل‌خورده‌تر و فشرده‌تر انجامید و های رود (High Road) و دی مادرلود (The Motherload) نشان دادند مستودون می‌تواند در قالب‌های جمع‌وجورتر نیز شخصیت خود را حفظ کند. این تغییر برای بخشی از مخاطبان قدیمی نشانهٔ فاصله گرفتن از دورهٔ مفهومی گروه بود، اما از منظر ترانه‌نویسی، راهی برای برجسته کردن ملودی و هوک‌های آوازی محسوب می‌شد.

در امپراتور شن (Emperor of Sand)، منتشرشده در ۲۰۱۷، مستودون دوباره به فرم مفهومی نزدیک شد. آلبوم دربارهٔ فردی است که با مرگ روبه‌رو می‌شود و به بیابان تبعید شده است؛ تمی که برای اعضای گروه، با تجربهٔ بیماری‌های سخت در خانواده و نزدیکانشان، معنایی شخصی داشت. آلبوم به اندازهٔ Crack the Skye پیچیده نیست، اما میان ساختارهای قابل‌دسترس و ایدهٔ روایی پیوستگی مناسبی برقرار می‌کند.

سوگ، فقدان و آلبوم Hushed and Grim

کاور آلبوم Hushed and Grim از گروه Mastodon منتشرشده در سال ۲۰۲۱

هاشد اند گریم (Hushed and Grim) در سال ۲۰۲۱، سنگین‌ترین اثر مستودون از نظر عاطفی به شمار می‌آید. این آلبوم پس از درگذشت نیک جان (Nick John)، مدیر دیرینهٔ گروه، ساخته شد و مضمون فقدان در سراسر آن حضور دارد؛ نه در قالب یک آلبوم مفهومی کاملاً خطی، بلکه به‌صورت فضایی فراگیر.

گستردگی زمانی آلبوم و دوگانه بودن آن، به گروه امکان می‌دهد میان قطعات سنگین، لحظه‌های ملودیک، فضاهای تیره و بخش‌های پراگرسیو حرکت کند. تیرد لنترن (Teardrinker) از واضح‌ترین مثال‌ها برای توانایی مستودون در نوشتن قطعه‌ای ملودیک و تلخ است، بی‌آنکه رنگ صوتی گروه از میان برود. پینت می این (Pushing the Tides) نیز وجه ریف‌محورتر و پرانرژی‌تر آلبوم را نمایندگی می‌کند.

این اثر گاهی به دلیل حجم زیاد ایده‌ها و زمان طولانی‌اش، تمرکز آثار فشرده‌تر گروه را ندارد؛ با این حال، همین پراکندگی با موضوع فقدان و آشفتگی عاطفی آلبوم هم‌خوان است. Hushed and Grim بیش از آن‌که قصد نمایش تکنیک داشته باشد، سندی از گروهی است که تجربهٔ شخصی را بدون ساده‌سازی به زبان موسیقی سنگین تبدیل می‌کند.

صدای مستودون چگونه ساخته می‌شود؟

بران دیلور درامر و خوانندهٔ گروه مستودون در اجرای زنده

هویت صوتی مستودون به تقسیم نقش روشن میان اعضا متکی است. بیل کلیهر معمولاً وزن اصلی ریف‌ها و ساختارهای گیتار ریتم را نگه می‌دارد؛ در حالی که برنت هیندز با لیدهای آزادتر، جمله‌بندی‌های بلوزی، رنگ‌وبوی کانتری و گاه هارمونی‌های نامتعارف، بافت موسیقی را از یک پراگرسیو متال استاندارد دور می‌کند. این تضاد، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های گیتارنوازی مستودون است.

بیس تروی سندرز اغلب صرفاً همراه گیتار نیست و در بخش‌هایی از قطعات، نقش ملودیک و حرکتی مستقلی پیدا می‌کند. از سوی دیگر، درام‌نوازی بران دیلور به موسیقی گروه شخصیت ویژه‌ای می‌دهد. او تنها با تغییر میزان‌ها یا پر کردن فضاها کار نمی‌کند؛ درام در مستودون یکی از موتورهای اصلی جابه‌جایی میان بخش‌های مختلف قطعه است.

آوازخوانی میان سندرز، هیندز و دیلور تقسیم می‌شود. سندرز معمولاً لحن خشن‌تر و زمینی‌تری دارد، هیندز رنگی انعطاف‌پذیرتر و گاه نامتعارف به ملودی‌ها می‌دهد و دیلور با صدای روشن‌ترش در قطعات متأخر نقش برجسته‌تری گرفته است. این چندصدایی، به مستودون امکان می‌دهد بدون تکیه بر یک خوانندهٔ واحد، شخصیت‌های متفاوتی در روایت‌هایش بسازد.

تأثیر و جایگاه مستودون در متال معاصر

مستودون در زمانی مطرح شد که بسیاری از جریان‌های اصلی متال یا درگیر تکرار الگوهای تثبیت‌شده بودند یا برای رسیدن به مخاطب گسترده‌تر، از پیچیدگی موسیقایی فاصله می‌گرفتند. این گروه راه دیگری انتخاب کرد: حفظ سازوکار سنگین موسیقی، در کنار گسترش دامنهٔ ملودی، تنظیم و روایت.

تأثیر مستودون را نمی‌توان به تقلید مستقیم از ریف‌ها یا آوازها تقلیل داد. اهمیت آن‌ها بیشتر در نشان دادن این واقعیت است که گروهی با ریشه‌های اسلاج و موسیقی زیرزمینی می‌تواند به مخاطب وسیع‌تری برسد، بدون آن‌که از فرم آلبوم، ساختارهای طولانی یا زبان موسیقایی خاص خود دست بکشد. موفقیت آن‌ها همچنین به رشد نسلی از گروه‌های پراگرسیو، اسلاج و پست‌متال کمک کرد که میان سنگینی، ملودی و روایت مفهومی مرز سختی نمی‌دیدند.

از کجا شنیدن مستودون را شروع کنیم؟

لویاتان (Leviathan)

بهترین نقطهٔ شروع برای شنونده‌ای است که می‌خواهد وجه خشن، پرانرژی و دریایی مستودون را بشناسد. آلبوم در مقایسه با آثار بعدی جمع‌وجورتر است، اما بنیان بسیاری از ویژگی‌های آیندهٔ گروه را در خود دارد.

کرک د اسکای (Crack the Skye)

برای درک جاه‌طلبی پراگرسیو و عاطفی مستودون، این آلبوم ضروری است. ساختارهای بلند، فضای مفهومی و نقش برجستهٔ ملودی، آن را به یکی از تعیین‌کننده‌ترین آثار کارنامهٔ گروه تبدیل کرده‌اند.

امپراتور شن (Emperor of Sand)

آلبومی مناسب برای شنونده‌ای که به دنبال توازن میان ریف‌های سنگین، قطعات نسبتاً مستقیم و یک چارچوب مفهومی روشن است. سلطان شن گروه را در مرحله‌ای پخته‌تر و متمرکزتر نشان می‌دهد.

خون و تندر (Blood and Thunder)

این قطعه یکی از فشرده‌ترین معرفی‌ها به انرژی اولیهٔ مستودون است: ریف‌های سنگین، آواز خشن سندرز و ساختاری که به‌سرعت وارد اصل ماجرا می‌شود. حضور کلچ (Clutch) در بخش آوازی، به قطعه رنگ دیگری می‌دهد.

اُبلیویِن (Oblivion)

Oblivion تصویری دقیق از دورهٔ Crack the Skye ارائه می‌کند؛ قطعه‌ای که هم ضربهٔ اولیه دارد و هم در مسیرش به فضای بازتر و ملودیک‌تر می‌رسد. برای شناخت نقش آواز دیلور در هویت متأخر گروه، انتخاب مهمی است.

تیردرنکر (Teardrinker)

این قطعه وجه آسیب‌پذیرتر مستودون را نشان می‌دهد. ملودی مرکزی اثر و بار عاطفی آن، راهی مناسب برای ورود به فضای Hushed and Grim است؛ آلبومی که سوگ را به موضوعی موسیقایی و نه صرفاً روایی تبدیل می‌کند.

جمع‌بندی

مستودون بیش از هر چیز گروهی است که از تغییر نترسیده، اما پیوندش با گذشته را هم قطع نکرده است. از خشونت فشردهٔ Remission و جهان دریایی Leviathan تا پیچیدگی عاطفی Crack the Skye و تلخی فراگیر Hushed and Grim، مسیر گروه نشانهٔ جست‌وجوی مداوم برای گسترش زبان خود بوده است. موفقیت مستودون در این است که پیچیدگی را به نمایش تکنیکی تقلیل نمی‌دهد؛ تغییر میزان، ریف، آواز و روایت همیشه در خدمت فضای قطعه قرار می‌گیرند. به همین دلیل، آثارشان با وجود تفاوت‌های محسوس میان دوره‌ها، همچنان امضای مشخص یک گروه چهار نفره را حفظ کرده‌اند.

سوالات متداول

مستودون چه سبکی از موسیقی متال اجرا می‌کند؟

مستودون معمولاً در محدودهٔ اسلاج متال و پراگرسیو متال دسته‌بندی می‌شود، اما موسیقی آن‌ها از هاردکور، سایکدلیک راک، متال جنوبی و هوی متال کلاسیک هم تاثیر پذیرفته است. هیچ‌یک از این برچسب‌ها به‌تنهایی تمام هویت گروه را توضیح نمی‌دهد؛ زیرا سبک مستودون در دوره‌های مختلف، از خشونت فشردهٔ اولیه تا قطعات ملودیک و مفهومی متأخر، تغییر کرده است.

اعضای فعلی گروه مستودون چه کسانی هستند؟

ترکیب اصلی و فعلی مستودون از زمان شکل‌گیری گروه ثابت مانده است: تروی سندرز نوازندهٔ بیس و خواننده، برنت هیندز گیتاریست لید و خواننده، بیل کلیهر گیتاریست ریتم و بران دیلور درامر و خواننده. این ثبات طولانی‌مدت یکی از عوامل مهم انسجام صوتی و تداوم مسیر هنری گروه بوده است.

بهترین آلبوم مستودون برای شروع کدام است؟

انتخاب به سلیقهٔ شنونده بستگی دارد. Leviathan برای شروع با وجه خشن‌تر و ریف‌محور گروه مناسب است. Crack the Skye انتخاب بهتری برای علاقه‌مندان پراگرسیو متال و آلبوم‌های مفهومی محسوب می‌شود. اگر قطعات مستقیم‌تر و ملودیک‌تر را ترجیح می‌دهید، Emperor of Sand می‌تواند نقطهٔ ورود متعادل‌تری باشد.

آلبوم Leviathan مستودون چه ارتباطی با Moby-Dick دارد؟

Leviathan از رمان Moby-Dick اثر هرمان ملویل الهام گرفته است. قطعات آلبوم از فضای دریانوردی، شکار نهنگ و کشمکش روانی داستان استفاده می‌کنند، اما اثر یک بازگویی فصل‌به‌فصل از رمان نیست. مستودون بیشتر حال‌وهوای خطر، تعقیب، طبیعت خشن و وسواس موجود در جهان ملویل را به موسیقی تبدیل کرده است.

چرا Crack the Skye مهم‌ترین آلبوم مستودون دانسته می‌شود؟

این اثر به دلیل پیوند موفق میان پراگرسیو متال، ساختارهای بلند، ملودی‌های برجسته و موضوعات شخصی جایگاه ویژه‌ای دارد. آلبوم نشان داد مستودون می‌تواند از قالب اسلاج متال اولیه فراتر برود، بدون آن‌که قدرت ریف‌نوازی و انرژی موسیقی‌اش کم‌رنگ شود. با این حال، «بهترین» بودن آن موضوعی سلیقه‌ای است و Leviathan نیز طرفداران بسیار زیادی دارد.

آیا مستودون یک گروه مفهومی است؟

مستودون را نمی‌توان صرفاً یک گروه مفهومی نامید، اما آلبوم‌های مفهومی بخش مهمی از هویت آن را تشکیل می‌دهند. Leviathan از Moby-Dick الهام گرفته، Blood Mountain روایت یک سفر خیالی دارد و Crack the Skye جهان روایی پیچیده‌ای می‌سازد. در کنار این آثار، گروه آلبوم‌هایی با ساختار آزادتر و قطعه‌محورتر هم منتشر کرده است.

آلبوم Hushed and Grim دربارهٔ چیست؟

Hushed and Grim تا حد زیادی تحت تأثیر درگذشت نیک جان، مدیر دیرینهٔ مستودون، شکل گرفت. مضمون سوگ، فقدان و مواجهه با مرگ در فضای کلی آلبوم حضور دارد، هرچند اثر یک روایت مفهومی خطی و واحد ارائه نمی‌کند. این آلبوم در مقایسه با برخی آثار پیشین، ملودیک‌تر و از نظر عاطفی آشکارتر است.