آلیس این چینز (Alice in Chains) گروه راک آمریکایی است که در سال ۱۹۸۷ در سیاتلِ واشینگتن شکل گرفت و به یکی از نامهای تعیینکننده در پیوند گرانج، هویمتال و هارد راک دههٔ ۱۹۹۰ تبدیل شد. صدای گروه از همان ابتدا با ریفهای سنگین و تیرهٔ جری کانترل، هارمونیهای دوصدایی خاص او و لین استیلی، و فضایی آکنده از اضطراب، فرسودگی و دروننگری شناخته میشد. هرچند آلیس این چینز اغلب کنار [[نیروانا]]، [[پرل جم]] و [[ساندگاردن]] در موج سیاتل قرار میگیرد، ساختار آهنگهایش بهمراتب بیشتر از بسیاری از همنسلانش به زبان موسیقایی هویمتال و دُوم نزدیک بود.
مرگ لین استیلی در سال ۲۰۰۲، آیندهٔ گروه را برای مدتی نامعلوم کرد؛ اما آلیس این چینز از ۲۰۰۵ بهتدریج فعالیتش را از سر گرفت و با حضور ویلیام دووال، مسیر تازهای را آغاز کرد. این بازگشت، تلاشی برای بازسازی گذشته نبود؛ بلکه ادامهٔ هویت موسیقایی گروه با صدایی متفاوت در بخش وکال بود.
اعضای فعلی
- جری کانترل (Jerry Cantrell): گیتار لید، گیتار ریتم، وکال
- شان کینی (Sean Kinney): درامز
- مایک اینز (Mike Inez): گیتار باس
- ویلیام دووال (William DuVall): وکال، گیتار ریتم
اعضای پیشین برجسته
- لین استیلی (Layne Staley): وکال اصلی، گیتار ریتم؛ عضو دورهٔ ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۲
- مایک استار (Mike Starr): گیتار باس؛ نوازندهٔ باس در دو آلبوم نخست گروه
استیلی صدای دورهٔ کلاسیک آلیس این چینز بود و حضورش در آلبومهایی چون Facelift، Dirt و Alice in Chains نقشی بنیادی در شکلگیری شخصیت گروه داشت. مایک استار نیز در شکلگیری صدای اولیه و موفقیت آلبومهای نخست سهم داشت، هرچند در سال ۱۹۹۳ جای خود را به مایک اینز داد.
از پروژه گلممتال تا صدای سیاتل

هستهٔ آلیس این چینز را جری کانترل و لین استیلی شکل دادند. کانترل پیش از تثبیت گروه در چند پروژهٔ محلی فعالیت داشت و استیلی نیز در گروههای گلممتال منطقهٔ سیاتل حضور یافته بود. نام «آلیس این چینز» ریشه در یکی از گروههای پیشین استیلی، Alice N’ Chains، داشت؛ پروژهای که از نظر موسیقایی با نسخهٔ نهایی آلیس این چینز تفاوت زیادی داشت.
ترکیب با شان کینی در درامز و مایک استار در باس، مسیر گروه را تغییر داد. آلیس این چینز در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ در شرایطی وارد صحنهٔ سیاتل شد که هاردکور پانک، متال و راک آلترناتیو در آن شهر همزمان در حال تعامل بودند. قرارداد گروه با Columbia Records و انتشار نخستین آثار، آنها را پیش از انفجار تجاری گرانج در مرکز توجه قرار داد.
نخستین EP گروه، We Die Young، در سال ۱۹۹۰ منتشر شد و زمینه را برای آلبوم اول فراهم کرد. از همان قطعات ابتدایی میشد شنید که گروه صرفاً دنبال بازتولید گلممتال دههٔ ۱۹۸۰ نیست: ریفها سنگینتر، ضرباهنگها کندتر و فضای صوتی تلختر بود.
دوران لین استیلی؛ تقابل هارمونی و زخم

آلیس این چینز در دوران استیلی با تضادی کمنظیر کار میکرد: ملودیهای چندصدایی گاه به موسیقی فولک و پاپ نزدیک میشدند، اما زیر آنها ریفهای پایینکوکشده، بیس فشرده و درامنوازی کوبنده قرار داشت. کانترل در نقش آهنگساز اصلی، قطعات را بر پایهٔ ریف و هارمونی میساخت؛ استیلی نیز با رنگ صوتی خشن، کشیده و آسیبپذیر خود، آنها را به تجربهای عاطفیتر تبدیل میکرد.
تأثیر هارمونیهای وکال در آثار گروه را نباید به «بکوکال» تقلیل داد. در بسیاری از قطعات، صدای کانترل و استیلی دو بخش مستقل اما مکملاند؛ ترکیبی که در آثاری مانند Down in a Hole، Would? و Nutshell به یکی از امضاهای شنیداری گروه تبدیل شد.
ترانههای آلیس این چینز غالباً با اعتیاد، انزوا، مرگ، روابط فرساینده و بیگانگی درگیرند. با این حال، تقلیل همهٔ آثار گروه به تجربهٔ اعتیاد استیلی، خوانش دقیقی نیست. کانترل ترانهسرای بسیاری از قطعات مهم گروه بود و مضامین آثارشان از تجربههای شخصی اعضا، فقدان، فشار روانی و روابط انسانی گستردهتر میشد.
سبک موسیقایی؛ گرانج با استخوانبندی متال
برچسب «گرانج» برای جایگاه تاریخی آلیس این چینز ضروری است، اما برای توصیف کامل موسیقیشان کافی نیست. گروه در مقایسه با بسیاری از همدورهایهای سیاتلی، از ریفنویسی هویمتال، کوکهای پایین، وزنهای سنگین و ساختارهای نزدیک به دُوممتال استفادهٔ آشکارتری داشت. آثاری مانند Them Bones و Dam That River بر انرژی فشرده و تهاجمی تکیه دارند، در حالی که قطعاتی چون Rooster و Junkhead با تمپوهای سنگینتر و حس تهدیدآمیز پیش میروند.
در سوی دیگر، EP آکوستیک Jar of Flies نشان داد که هویت گروه به دیستورشن وابسته نیست. استفاده از گیتار آکوستیک، خطوط بیس ملودیک، سازهای مکمل و تنظیمهای خلوت در این اثر، همان حس مالیخولیایی را حفظ میکند که در آلبومهای برقی گروه وجود دارد.
صدای گیتار کانترل نقشی محوری دارد: ریفهای او اغلب بهجای تکیه بر سرعت، از فاصلههای نامتعارف، مکثهای حسابشده و لحن سنگین استفاده میکنند. درامنوازی شان کینی نیز به جای نمایش تکنیکی، در خدمت تنش قطعه است؛ او تغییرات دینامیک و ضربههای نامتقارن را برای ساختن فضای ناآرام آهنگ بهکار میگیرد.
آلبومهای ضروری آلیس این چینز

Facelift؛ ۱۹۹۰
Facelift نخستین آلبوم استودیویی گروه و نقطهٔ ورود آلیس این چینز به مخاطبان گستردهتر بود. تکآهنگ Man in the Box با ریف گیتار، وکال متشنج استیلی و استفاده از talk box در صدای گیتار، جایگاه گروه را در رادیوی راک و شبکهٔ MTV تقویت کرد.
آلبوم هنوز نشانههایی از هارد راک اواخر دههٔ ۱۹۸۰ را در خود دارد، اما در قطعاتی مانند We Die Young و Sea of Sorrow، جهتگیری سنگینتر و تاریکتری دیده میشود که مسیر بعدی گروه را روشن میکند. برای شنوندهای که میخواهد گذار گروه از فضای متال کلاسیک به صدای سیاتلی را دنبال کند، Facelift نقطهٔ شروع مهمی است.
Dirt؛ ۱۹۹۲
Dirt از مهمترین آلبومهای کاتالوگ آلیس این چینز و یکی از آثار کلیدی دورهٔ گرانج است. آلبوم در زمانی منتشر شد که موج سیاتل به جریان اصلی بازار موسیقی راه یافته بود، اما گروه بهجای نرمکردن صدا، روی وجه تیره، سنگین و شخصی خود تأکید کرد.
قطعاتی چون Them Bones، Dam That River، Rain When I Die، Down in a Hole، Rooster و Would? دامنهٔ گستردهای از توانایی گروه را نشان میدهند: از راک متالیک و کوبنده تا بالادهای تلخ و قطعات کند و فرساینده. Would? که پیشتر در موسیقی متن فیلم Singles نیز منتشر شده بود، به یاد اندرو وود از [[مادر لاو بون]] نوشته شد و از شناختهشدهترین آثار گروه باقی مانده است.
اهمیت Dirt فقط به تعداد قطعات شاخصش محدود نیست. این آلبوم الگوی صوتی آلیس این چینز را با وضوح تثبیت کرد: گیتارهای متراکم، هارمونیهای دوصدایی، فضای افسرده اما کنترلشده و ترانههایی که از اعترافگری سطحی فاصله میگیرند.
Jar of Flies؛ ۱۹۹۴
Jar of Flies یک EP است، نه آلبوم استودیویی کامل، اما برای فهم جهان آلیس این چینز اهمیت اساسی دارد. این اثر در سال ۱۹۹۴ منتشر شد و در جدول Billboard 200 به رتبهٔ نخست رسید؛ اتفاقی که آن را به نخستین EP در تاریخ جدول بیلبورد تبدیل کرد که مستقیماً در جایگاه اول آغاز به کار میکند.
No Excuses با ریتم نرمتر و فضای ملودیک، جنبهای متفاوت از گروه را عرضه کرد. I Stay Away از تنظیم زهی بهره میبرد و Nutshell با گیتار آکوستیک، بیس ملودیک و اجرای شکنندهٔ استیلی، به یکی از قطعات ماندگار آلیس این چینز تبدیل شد. این EP ثابت کرد گروه در فرمهای آرامتر نیز میتواند همان فشار عاطفی آثار الکتریک خود را حفظ کند.
Alice in Chains؛ ۱۹۹۵
سومین آلبوم استودیویی گروه که معمولاً با نام Tripod نیز شناخته میشود، در دورهای دشوار برای اعضا ضبط شد. آلبوم با حضور مایک اینز در باس، صدایی سنگینتر، نامنظمتر و گاه آزارندهتر از آثار قبلی دارد. اینجا موسیقی کمتر به دنبال تکآهنگهای روشن است و بیشتر حس گسست، بیثباتی و فرسودگی را منتقل میکند.
Grind با گیتارهای کدر و حالوهوای تهدیدآمیز، آغاز مناسبی برای آلبوم است. Heaven Beside You وجه ملودیکتر آهنگسازی کانترل را نمایان میکند و Again بر ریفهای فشرده و اجرای ریتمیک سنگین بنا شده است. Over Now نیز از معدود لحظاتی است که آلبوم به جمعبندی عاطفی و ملودیک نزدیک میشود.
Black Gives Way to Blue؛ ۲۰۰۹
پس از بازگشت گروه با ویلیام دووال، Black Gives Way to Blue نخستین آزمون بزرگ آلیس این چینز بود. مسئله فقط یافتن خوانندهای تازه نبود؛ گروه باید نشان میداد بدون تقلید از استیلی، هنوز هویت دارد. دووال با رنگ صدای خودش وارد شد، در حالی که نقش پررنگ کانترل در وکال و هارمونی، پیوستگی صوتی گروه را حفظ کرد.
قطعاتی مانند A Looking in View و Check My Brain نشان میدهند که گروه همچنان به ریفهای سنگین و ساختارهای چندلایه وفادار است. قطعهٔ پایانی همنام آلبوم با حضور التون جان روی پیانو، ادای احترامی مستقیم به استیلی است؛ حضوری که از سوی منابع رسمی گروه و گزارشهای زمان انتشار آلبوم تأیید شده است.
راهنمای شروع شنیدن؛ بهترین آهنگهای آلیس این چینز
- Man in the Box از Facelift: قطعهای مناسب برای شناخت صدای اولیهٔ گروه؛ از ریف talk box و اجرای پرتنش استیلی برای ساختن یک هیت هارد راک استفاده میکند.
- Would? از Dirt: یکی از فشردهترین نمونههای تعادل میان بیس، ریفهای سنگین، هارمونی وکال و فضای سوگوارانهٔ گروه.
- Rooster از Dirt: قطعهای بلند و تدریجی که کانترل آن را با الهام از تجربهٔ پدرش در جنگ ویتنام نوشت. ساختار آهنگ از فضای آرامتر به بخشهای سنگینتر حرکت میکند.
- Down in a Hole از Dirt: برای شنیدن ظرفیت بالادسازی گروه و رابطهٔ هارمونیهای کانترل و استیلی، انتخابی کلیدی است.
- Nutshell از Jar of Flies: نمونهای از قدرت گروه در تنظیم مینیمال و انتقال فشار عاطفی بدون اتکا به دیستورشن و ریفهای سنگین.
- No Excuses از Jar of Flies: قطعهای ملودیکتر با درامنوازی برجستهٔ شان کینی؛ مناسب برای شنوندگانی که میخواهند وجه بازتر و کمتر متالیک گروه را بشنوند.
- Grind از Alice in Chains: بیانگر لحن سرد و فرسودهٔ آلبوم سوم؛ قطعهای که پیچیدگی هارمونیک و تیرگی تولید آن را بهخوبی نشان میدهد.
- Check My Brain از Black Gives Way to Blue: برای ورود به دورهٔ ویلیام دووال، این قطعه یکی از واضحترین انتخابهاست؛ ریف محوری کانترل و هارمونیهای چندصدایی، پیوند میان گذشته و دورهٔ جدید گروه را نشان میدهد.
از کجا شنیدن را شروع کنیم؟
برای شروعی در دسترس، Man in the Box یا Check My Brain انتخابهای مناسبی هستند. اگر هدف، درک کاملتر هویت کلاسیک گروه است، Dirt بهترین نقطهٔ ورود محسوب میشود؛ چون هم وجه متالیک و هم سویهٔ ملودیک آلیس این چینز را در بر دارد. برای شنوندهای که میخواهد از قطعات مشهور فراتر برود، Jar of Flies و بهویژه Nutshell و I Stay Away تصویر متفاوتی از دامنهٔ هنری گروه ارائه میکنند.
پس از ۲۰۰۲؛ تداوم گروه با ویلیام دووال

پس از مرگ لین استیلی در آوریل ۲۰۰۲، آلیس این چینز فعالیت منظمی نداشت. اعضای باقیمانده در سال ۲۰۰۵ برای اجرای برنامهای خیریه در سیاتل گرد هم آمدند و این رویداد، مقدمهای برای فعالیت دوبارهٔ گروه شد. ویلیام دووال سپس به عنوان خوانندهٔ اصلی به ترکیب پیوست.
از زمان بازگشت، گروه سه آلبوم استودیویی منتشر کرده است: Black Gives Way to Blue در سال ۲۰۰۹، The Devil Put Dinosaurs Here در سال ۲۰۱۳ و Rainier Fog در سال ۲۰۱۸. این آثار همان فضای سنگین، هارمونیهای وکال و ریفمحوری آلیس این چینز را حفظ میکنند، اما نقش وکال کانترل در آنها نسبت به دورهٔ استیلی برجستهتر است.
The Devil Put Dinosaurs Here بر قطعات طولانیتر و تنظیمهای لایهدارتر تکیه دارد؛ در حالی که Rainier Fog با اشاره به کوه رینیر و پیوند تاریخی گروه با منطقهٔ سیاتل، لحنی تأملیتر دارد. این دوره جایگزین دوران استیلی نیست، اما از منظر کارنامهٔ گروه، ادامهای مستقل و معتبر به شمار میآید.
میراث آلیس این چینز در راک و متال

آلیس این چینز در معرفی صدایی مهم بود که مرز میان گرانج و متال را کمرنگ کرد. در حالی که بسیاری از گروههای وابسته به صحنهٔ سیاتل بر پانک، ایندیراک یا آلترناتیو راک تکیه داشتند، آلیس این چینز زبان ریفی و وزن سنگین متال را به مرکز موسیقی خود آورد. همین ویژگی باعث شده شنوندگان هارد راک، آلترناتیو متال، دُوم و اسلاج متال نیز با آثار گروه ارتباط برقرار کنند.
تأثیر آنها بیشتر از آنکه در تقلید مستقیم از صدای استیلی یا کانترل دیده شود، در امکان ترکیب ملودیهای آسیبپذیر با گیتارهای سنگین و تاریک قابل ردیابی است. دوصداییهای وکال، حس خفگی در تولید صدا، و ریفهایی که بیشتر بر وزن و فضا بنا شدهاند تا سرعت، همچنان در آثار گروههای آلترناتیو متال و پستگرانج شنیده میشوند.
اهمیت آلیس این چینز به موفقیت دوران گرانج محدود نیست. آنها از معدود گروههای آن موج بودند که توانستند عناصر هویمتال را بدون عقبنشینی به سوی فرمولهای تجاری، وارد یک زبان شخصی کنند. Dirt و Jar of Flies دو قطب اصلی این هویتاند: یکی خشن، الکتریک و فشرده؛ دیگری خلوت، آکوستیک و عمیقاً مالیخولیایی. بقای گروه پس از فقدان لین استیلی نیز نشان داد که هویت آلیس این چینز، هرچند جداییناپذیر از صدای اوست، فقط به یک خواننده تقلیل پیدا نمیکند.
سوالات متداول (FAQ)
آلیس این چینز چه سبکی دارد؟
آلیس این چینز معمولاً در دستهٔ گرانج قرار میگیرد، اما موسیقیاش پیوند نزدیکی با هویمتال، هارد راک، آلترناتیو متال و در برخی قطعات با دُوممتال دارد. ریفهای سنگین، کوکهای پایین، هارمونیهای وکال و فضای تیره از مهمترین ویژگیهای صدای گروه هستند.
خوانندهٔ اصلی آلیس این چینز چه کسی بود؟
لین استیلی از بنیانگذاران و خوانندهٔ اصلی آلیس این چینز در دورهٔ کلاسیک گروه بود. او در آلبومهای Facelift، Dirt و Alice in Chains و EPهای مهم گروه آواز خواند. استیلی در سال ۲۰۰۲ درگذشت و ویلیام دووال بعدها به عنوان خوانندهٔ اصلی به گروه پیوست.
بهترین آلبوم آلیس این چینز برای شروع کدام است؟
از دیدگاه تحریریه، Dirt مناسبترین آلبوم برای شروع است، زیرا بیشتر ویژگیهای اصلی گروه را یکجا دارد: ریفهای متالیک، قطعات ملودیک، هارمونیهای وکال و ترانههایی با فضای تیره. برای شروعی آرامتر و آکوستیکتر، EP Jar of Flies نیز گزینهای بسیار مناسب است.
آیا آلیس این چینز هنوز فعال است؟
آلیس این چینز منحل نشده و آخرین آلبوم استودیویی آن، Rainier Fog، در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. ترکیب فعلی شامل جری کانترل، شان کینی، مایک اینز و ویلیام دووال است. دربارهٔ زمان انتشار آلبوم استودیویی بعدی، اطلاعات رسمی قطعی در دسترس نیست.
چرا آلبوم Jar of Flies اهمیت دارد؟
Jar of Flies نشان داد آلیس این چینز میتواند بیرون از قالب ریفهای دیستورشنشده نیز هویت خود را حفظ کند. این EP با قطعات آکوستیک، تنظیمهای ظریفتر و هارمونیهای وکال، دامنهٔ ترانهنویسی گروه را گسترش داد و نخستین EP بود که در رتبهٔ اول Billboard 200 شروع کرد.
تفاوت دورهٔ لین استیلی و ویلیام دووال چیست؟
دورهٔ استیلی با رنگ وکال ویژه و رابطهٔ صوتی او با جری کانترل شناخته میشود. در دورهٔ ویلیام دووال، گروه همان گرایش به ریفهای سنگین و هارمونیهای وکال را حفظ کرده، اما رنگ صدای دووال متفاوت است و سهم کانترل در وکال اصلی و ملودیپردازی برجستهتر به گوش میرسد.







