بلک سبث (Black Sabbath) گروهی انگلیسی است که در سال ۱۹۶۸ در بیرمنگام شکل گرفت و نامش بیش از هر گروه دیگری با تثبیت زبان اولیهٔ [[هِوی متال]] گره خورده است. ریفهای سنگین و تیرهٔ تونی آیومی، خط باس پرتحرک گیزر باتلر، درامنوازی کوبندهٔ بیل وارد و آوازهای پرتنش آزی آزبورن، در چهار آلبوم نخست گروه قالبی ساخت که از بلوز-راکِ اواخر دههٔ ۱۹۶۰ فاصله میگرفت. بلک سبث فقط با صدای سنگینش تعریف نمیشود؛ ترانههایش نیز از جنگ، اعتیاد، اضطراب اجتماعی، مذهب و مرگ حرف میزنند. این ترکیب موسیقایی و موضوعی، راه را برای شاخههای متعدد متال، از دوم متال تا اسلج و استونر، باز کرد.
اعضای فعلی
بلک سبث پس از پایان تور خداحافظی خود در سال ۲۰۱۷ فعالیت صحنهای را متوقف کرد و در حال حاضر گروه فعالِ تورکننده یا ضبطکننده محسوب نمیشود. بنابراین ترکیب فعلی رسمی ندارد.
ترکیب نهایی
در آخرین تور گروه، «The End Tour» که در ۲۰۱۷ به پایان رسید، ترکیب صحنهای بلک سبث چنین بود:
- آزی آزبورن: آواز
- تونی آیومی: گیتار
- گیزر باتلر: گیتار باس
- تامی کلافِتوس: درامز
بیل وارد، درامر همبنیانگذار گروه، در این تور حضور نداشت. کلافِتوس نیز عضو رسمی دوران کلاسیک گروه نبود و برای اجرای تور جایگزین او شد.
اعضای پیشین برجسته
- بیل وارد: درامز؛ عضو بنیانگذار و بخش مهمی از هویت ریتمیک آثار اولیه
- رانی جیمز دیو: آواز؛ خوانندهٔ دوران Heaven and Hell و Mob Rules
- وینی اپایس: درامز؛ همراه رانی جیمز دیو در دورهٔ آغازین دههٔ ۱۹۸۰
- ایان گیلن: آواز؛ خوانندهٔ آلبوم Born Again
- گلن هیوز: آواز؛ خوانندهٔ Seventh Star که ابتدا پروژهای با نام تونی آیومی بود
- تونی مارتین: آواز؛ چهرهٔ اصلی دورهٔ طولانیتر بلک سبث در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ و دههٔ ۱۹۹۰
- کوزی پاول: درامز؛ از اعضای مهم چند آلبوم دورهٔ تونی مارتین
- بابی روندینلی: درامز؛ عضو دورهٔ میانی دههٔ ۱۹۹۰
پولکا تالک تا بلک سبث؛ تولد یک صدای تازه

هستهٔ گروه در بیرمنگام و با نامهایی مانند Rare Breed و Polka Tulk شکل گرفت؛ شهری صنعتی که ریتم ماشینآلات و فضای طبقهٔ کارگرش بعدها در روایتهای مربوط به شکلگیری صدای گروه پررنگ شد. گروه سرانجام نام Earth را برگزید، اما برای جلوگیری از تداخل با گروهی دیگر، نام خود را به بلک سبث تغییر داد؛ نامی برگرفته از فیلم ترسناک Black Sabbath محصول ۱۹۶۳ با بازی بوریس کارلوف.
این تغییر نام صرفاً ظاهری نبود. اعضا دریافتند که موسیقی سنگین میتواند، مانند فیلمهای ترسناک، بر احساس خطر و ناآرامی تکیه کند. تونی آیومی پس از حادثهای صنعتی در نوجوانی، بخشی از سرانگشتان دست راستش را از دست داده بود. او برای سازگار شدن با شرایط، از سیمهای سبکتر و کوک پایینتر استفاده کرد؛ انتخابی عملی که به تیرهتر و متراکمتر شدن صدای گیتارش انجامید. البته هویت بلک سبث تنها نتیجهٔ کوک گیتار نبود: ریفنویسی آیومی، جملهبندی باس باتلر و انعطاف جَز-بلوزی بیل وارد در کنار هم آن صدای سنگین را ساختند.
چهار آلبوم نخست؛ وقتی هِوی متال زبان پیدا کرد

آلبوم نخست، Black Sabbath در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. قطعهٔ آغازین همنام آلبوم با صدای باران، زنگ و فاصلهٔ موسیقایی ناآرامِ سهنتی، فضایی ساخت که با بلوز-راک رایج زمانه تفاوت داشت. در همان آلبوم، The Wizard و N.I.B. نشان میدهند که گروه هنوز از بلوز و روانگردانراک جدا نشده بود، اما وزن و لحن آن عناصر تغییر کرده بود.
چند ماه بعد، Paranoid منتشر شد؛ آلبومی که ابتدا قرار بود War Pigs نام داشته باشد. سرعت تولید آن به فشردگی موسیقی لطمه نزد. War Pigs خشم ضدجنگ گروه را با ساختاری چندبخشی بیان میکند، Paranoid با ریف کوتاه و مستقیمش به یکی از شناختهشدهترین قطعات گروه بدل شد و Iron Man نمونهای روشن از توان آیومی در ساختن ریفی ماندگار است. موفقیت این آلبوم، بلک سبث را از یک گروه تازهنفس بریتانیایی به نامی بینالمللی تبدیل کرد.
Master of Reality در ۱۹۷۱ وزن موسیقی را باز هم بیشتر کرد. گیتارهای پایینکوکشده، ریفهای فشرده و قطعاتی مانند Sweet Leaf و Children of the Grave، از دلایل مهم جایگاه این آلبوم در تاریخ دوم متال و استونر راک هستند. یک سال بعد، Vol. 4 نشان داد گروه تنها یک ماشین ریفمحور نیست. استفاده از پیانو در Changes و ساختار پیچیدهتر Wheels of Confusion، دامنهٔ نوشتاری گروه را گسترش داد؛ هرچند فضای کلی آلبوم همچنان سنگین و آشفته باقی ماند.
از Sabbath Bloody Sabbath تا فرسایش ترکیب کلاسیک
Sabbbath Bloody Sabbath در سال ۱۹۷۳، دورهای را ثبت کرد که گروه زیر فشار فرسودگی و مشکلات شخصی به دنبال مسیرهای تازه بود. قطعهٔ عنوانی با تغییرات ریتم و بافتهای گیتاری چندلایه، یکی از پیچیدهترین آثار کلاسیک گروه است. حضور ریک ویکمن از [[یس (Yes)]] در بخشهایی از Sabbra Cadabra نیز نشان میدهد که بلک سبث در آن مقطع از تجربهگرایی هراسی نداشت.
در Sabotage محصول ۱۹۷۵، تنشهای حقوقی و مدیریتی به درون موسیقی راه یافت. The Writ و Megalomania از تهاجمیترین و بیقرارترین قطعات کارنامهٔ اولیهٔ گروهاند. با این حال، Technical Ecstasy و Never Say Die! فاصلهای میان گروه و بخشی از مخاطبان متال ایجاد کردند. عناصر پاپ، سول و راک رادیویی در این آثار بیشتر شد و مشکلات ناشی از مصرف مواد و ناپایداری داخلی نیز کار را دشوارتر کرد. آزی آزبورن در سال ۱۹۷۹ از گروه جدا شد.
دوران رانی جیمز دیو؛ تغییر خواننده، تغییر افق

ورود رانی جیمز دیو (Ronnie James Dio) در ۱۹۷۹، بلک سبث را از بازتکرار دورهٔ پیشین دور کرد. دیو با آواز کنترلشدهتر، رنگ حماسیتر و واژگان فانتزی خود، نقطهٔ مقابل لحن ناآرام و زمینی آزی بود. Heaven and Hell در سال ۱۹۸۰، حاصل این دگرگونی است: آهنگها فرم روشنتری دارند، ملودیها برجستهترند و گیتار آیومی فضای بیشتری برای ساختن کشش دراماتیک پیدا میکند.
Mob Rules در ۱۹۸۱ این مسیر را سختتر و تیرهتر ادامه داد. با این حال، اختلافهای داخلی باعث شد دیو و وینی اپایس پس از ضبط آلبوم زندهٔ Live Evil جدا شوند. اهمیت این دوره در آن است که ثابت کرد بلک سبث وابسته به یک الگوی آوازی ثابت نیست؛ آیومی و باتلر توانستند هویت گروه را در کنار خوانندهای با شخصیت هنری کاملاً متفاوت حفظ کنند.
سالهای پرنوسان و دورهٔ تونی مارتین
دههٔ ۱۹۸۰ برای بلک سبث دورهای از تغییرهای پیاپی در ترکیب بود. حضور ایان گیلن در Born Again و بازگشت کوتاهمدت دیو در Dehumanizer بخشی از این تاریخاند، اما تداوم واقعی این سالها بیشتر بر دوش تونی مارتین (Tony Martin) قرار گرفت. مارتین در آلبومهایی مانند The Eternal Idol، Headless Cross و Tyr نقش خوانندهٔ اصلی را داشت و صدایش با رویکرد ملودیکتر و گاه حماسیتر این دوره سازگار بود.
این آثار به اندازهٔ آلبومهای دههٔ ۱۹۷۰ یا Heaven and Hell در حافظهٔ عمومی باقی نماندند، اما برای شنوندهای که دنبال بخشهای کمتر شنیدهشدهٔ کارنامهٔ گروه است، تصویری از کوشش آیومی برای حفظ نام بلک سبث در شرایط متغیر صنعت راک ارائه میدهند. بهویژه Headless Cross از منسجمترین آلبومهای این دوره به شمار میآید؛ آلبومی که تاریکی ملودیک آن با صدای مارتین و درامنوازی کوزی پاول شکل مشخصی پیدا میکند.
بازگشت ترکیب کلاسیک و آلبوم 13

بازگشت آزی آزبورن، تونی آیومی، گیزر باتلر و بیل وارد برای تورهای ۱۹۹۷، هواداران را دوباره با ترکیب کلاسیک پیوند داد. آلبوم زندهٔ Reunion همان سال منتشر شد و دو قطعهٔ استودیویی تازه نیز در بر داشت. با این همه، بازگشت کامل به استودیو تا دههٔ بعد رخ نداد.
آلبوم 13 در سال ۲۰۱۳، نخستین آلبوم استودیویی بلک سبث با حضور آزی، آیومی و باتلر پس از Never Say Die! بود. تهیهکنندگی [[ریک روبین (Rick Rubin)]] و تلاش برای نزدیک شدن به فضای اولیهٔ گروه، مشخصهٔ اصلی آن است. بیل وارد به دلیل اختلاف بر سر قرارداد در ضبط حضور نداشت و برد ویلک درامها را نواخت. 13 بیش از آنکه آغاز فصل تازهای باشد، مواجههای آگاهانه با میراث گروه بود: بازگشت به ریفهای کند و سنگین، اما با صدایی متعلق به دههٔ ۲۰۱۰.
سبک موسیقایی و هویت بلک سبث

مهمترین عنصر موسیقی بلک سبث، ریف است؛ نه ریف بهعنوان مقدمهای برای آواز، بلکه بهعنوان محور معماری قطعه. تونی آیومی اغلب با جابهجا کردن وزن، توقفهای ناگهانی و تغییر میان بخشهای سنگین و ملودیک، روایت آهنگ را پیش میبرد. گیزر باتلر، برخلاف بسیاری از باسنوازان همدورهاش، صرفاً دوبرابرکنندهٔ گیتار نیست و با خطوط متحرک خود تنش هارمونیک میسازد.
بیل وارد در دورهٔ کلاسیک، به موسیقی گروه انعطاف میداد. شیوهٔ او در گذر از الگوهای سنگین به فیلهای آزادتر، پیوند بلوز، جَز و هارد راک را در درامنوازی بلک سبث حفظ میکرد. آزی نیز با صدایی که الزاماً پرقدرتترین صدای متال نبود، حس بیپناهی و اضطراب را به ترانهها منتقل میکرد؛ ویژگیای که با دنیای کلامی باتلر هماهنگی داشت.
ترانههای گروه اغلب به اشتباه صرفاً «شیطانی» توصیف شدهاند. در واقع، آثاری چون War Pigs، Hand of Doom و Children of the Grave به جنگ، سوءمصرف مواد و خشونت میپردازند. استفاده از تصویرهای تاریک، بیشتر ابزاری برای ترسیم تهدید و فساد بوده است تا ستایش آنها.
بهترین آلبومهای بلک سبث برای شناخت کارنامهٔ گروه
Paranoid (۱۹۷۰)
این آلبوم نقطهٔ شروع مناسبی برای بیشتر شنوندگان است، چون سه وجه اصلی بلک سبث را کنار هم دارد: اعتراض تلخ War Pigs، فشردگی ریفمحور Paranoid و سنگینی نمایشی Iron Man. تولید اثر خام و مستقیم است، اما همین بیپیرایگی به موسیقی قدرت میدهد. برای فهم اینکه چرا نام بلک سبث در تاریخ متال چنین جایگاهی دارد، Paranoid انتخابی ضروری است.
قطعات پیشنهادی: War Pigs و Iron Man.
Master of Reality (۱۹۷۱)
Master of Reality مسیر گروه را به سمت صدایی پایینتر، کندتر و سنگینتر برد. این آلبوم برای درک پیوند بلک سبث با [[دوم متال]] و [[استونر راک]] اهمیت دارد. Sweet Leaf و Children of the Grave دو رویکرد متفاوت آن را نشان میدهند: یکی سنگین و سرخوش، دیگری تهاجمی و ضدجنگ. انسجام صدا در این آلبوم، آن را به انتخابی کلیدی برای شنوندگانی تبدیل میکند که به جنبهٔ سنگینتر گروه علاقه دارند.
قطعات پیشنهادی: Sweet Leaf و Children of the Grave.
Sabbath Bloody Sabbath (۱۹۷۳)
این آلبوم در میانهٔ دورهٔ کلاسیک، تعادل جالبی میان تجربهگرایی و قدرت ریفها برقرار میکند. قطعهٔ عنوانی با تغییرات ساختاریاش و A National Acrobat با حرکتهای ریتمیک و ملودیک، نشان میدهند که گروه چگونه میتوانست بدون از دست دادن وزن موسیقی، فرمهای پیچیدهتر را امتحان کند. برای شناخت دامنهٔ آهنگسازی چهار عضو اصلی، این آلبوم انتخاب مهمی است.
قطعات پیشنهادی: Sabbath Bloody Sabbath و A National Acrobat.
Heaven and Hell (۱۹۸۰)
اولین آلبوم با رانی جیمز دیو، نه تقلیدی از دورهٔ آزی است و نه گسستی کامل از آن. آیومی در اینجا ریفها را در قالبهایی ملودیکتر و دراماتیکتر قرار میدهد و دیو با کنترل صوتی بالا، شخصیت تازهای به گروه میدهد. Neon Knights و قطعهٔ عنوانی، دو سوی این دوره را نمایندگی میکنند: یکی پرشتاب و دیگری گسترده و حماسی.
قطعات پیشنهادی: Neon Knights و Heaven and Hell.
Headless Cross (۱۹۸۹)
برای ورود به دورهٔ تونی مارتین، Headless Cross بهترین نقطهٔ شروع است. آلبوم با فضایی گوتیکتر، ملودیهای برجستهتر و حضور کوزی پاول پشت درام، از بسیاری آثار پرآشوب آن دهه منسجمتر به نظر میرسد. این اثر جایگزین آلبومهای کلاسیک نیست، اما نشان میدهد نام بلک سبث در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ چگونه به زبان تازهای از هوی متال نزدیک شد.
قطعات پیشنهادی: Headless Cross و When Death Calls.
راهنمای شروع شنیدن بلک سبث
برای شنوندهٔ تازهوارد، Paranoid و قطعهٔ Iron Man سریعترین مسیر برای ورود به جهان گروهاند. اگر هدف درک صدای مرکزی بلک سبث باشد، Master of Reality انتخاب دقیقتری است؛ جایی که وزن، کوک پایین و اقتصاد ریفنویسی به اوج میرسند. برای شنوندهای که میخواهد فراتر از چهار آلبوم نخست برود، Heaven and Hell نشان میدهد تغییر خواننده چگونه میتواند افق آهنگسازی یک گروه قدیمی را باز کند.
بهترین آهنگهای بلک سبث؛ راهنمای شنیدن
- Black Sabbath از آلبوم Black Sabbath: قطعهای بنیادین برای فضای تهدیدآمیز و کندی که بعدها در دوم متال گسترش یافت. ساختار آن بر تنش، سکوت و ریف مرکزی بنا شده است.
- War Pigs از Paranoid: تصویری تلخ از جنگ و صاحبان قدرت؛ قطعهای که بهخاطر تغییرات درونساختاری و اجرای آوازی آزی، فراتر از یک ترانهٔ اعتراضی ساده میرود.
- Paranoid از Paranoid: قطعهای کوتاه و مستقیم که ابتدا بهعنوان آهنگی برای تکمیل آلبوم نوشته شد، اما به یکی از شناختهشدهترین آثار گروه تبدیل شد.
- Iron Man از Paranoid: ریف آغازین و حرکت سنگین قطعه، نمونهای کلاسیک از توان آیومی در ساختن هویت موسیقایی با چند نت است.
- Children of the Grave از Master of Reality: ریتم کوبنده و مضمون ضدجنگ آن، پیوند میان پیام اجتماعی و زبان سنگین گروه را روشن میکند.
- Sabbath Bloody Sabbath از Sabbath Bloody Sabbath: قطعهای مهم از دورهٔ تجربهگرای گروه که با تغییرات بخشبندی و ریفهای چندلایه، دامنهٔ آهنگسازی آنها را گسترش میدهد.
- Heaven and Hell از Heaven and Hell: یکی از بهترین نمونهها برای فهم شیمی میان آیومی و دیو؛ قطعهای که میان بخشهای آرامتر و اوجهای سنگین حرکت میکند.
- The Sign of the Southern Cross از Mob Rules: قطعهای چندبخشی که وجه تیرهتر و سنگینتر دورهٔ دیو را برجسته میکند.
میراث بلک سبث
تأثیر بلک سبث را نباید به یک زیرسبک تقلیل داد. گروه از یکسو مبنایی برای دوم متال ساخت و از سوی دیگر، به گروههای اسلج، استونر، ترش و حتی متال آلترناتیو نشان داد که ریف میتواند حامل فضای روانی و روایت اجتماعی باشد. [[اوزی آزبورن (Ozzy Osbourne)]]، [[رانی جیمز دیو (Ronnie James Dio)]] و تونی آیومی هر کدام بیرون از بلک سبث نیز مسیرهای مهمی داشتند، اما نقش اصلی گروه در تاریخ متال، حاصل تعامل چهار شخصیت متفاوت در سالهای نخست بود.
بلک سبث در بهترین لحظاتش از سرعت یا نمایش تکنیکی برای ایجاد سنگینی استفاده نمیکند. قدرت آنها در انتخاب نت، مکث، رنگ صدا و توان تبدیل اضطرابهای واقعی به قطعههایی ملموس است. همین ویژگی باعث شده آثار اولیهٔ گروه هنوز صرفاً یادگار یک دوره نباشند؛ آنها همچنان معیار سنجش این پرسشاند که یک ریف سنگین چگونه میتواند هم ساده باشد و هم حامل جهانی کامل از تنش.
سوالات متداول (FAQ)
بلک سبث چه زمانی تشکیل شد؟
بلک سبث در سال ۱۹۶۸ در بیرمنگام انگلستان شکل گرفت. اعضای بنیانگذار آن آزی آزبورن، تونی آیومی، گیزر باتلر و بیل وارد بودند. گروه پیش از تثبیت نام بلک سبث، با نامهایی مانند Polka Tulk و Earth نیز فعالیت کرده بود. نخستین آلبوم همنام گروه در سال ۱۹۷۰ منتشر شد.
چرا بلک سبث را از پایهگذاران هوی متال میدانند؟
بلک سبث با ریفهای سنگین، کوکهای پایینتر، فضای تیره و ترانههایی دربارهٔ جنگ، مرگ، اضطراب و اعتیاد، از الگوهای متداول بلوز-راک فاصله گرفت. آلبومهای آغازین آنها، بهخصوص Black Sabbath، Paranoid و Master of Reality، الگوهای صوتی و ترانهنویسی مهمی برای نسلهای بعدی متال فراهم کردند.
اعضای اصلی بلک سبث چه کسانی بودند؟
ترکیب کلاسیک بلک سبث شامل آزی آزبورن در آواز، تونی آیومی در گیتار، گیزر باتلر در گیتار باس و بیل وارد در درامز بود. این چهار نفر نخستین آلبومهای گروه را ضبط کردند و در شکلگیری صدای شناختهشدهٔ بلک سبث نقش محوری داشتند.
بهترین آلبوم برای شروع شنیدن بلک سبث چیست؟
برای بیشتر شنوندگان، Paranoid نقطهٔ شروع مناسبی است؛ زیرا قطعاتی مانند War Pigs، Paranoid و Iron Man را در خود دارد. اگر به صدای کندتر و سنگینتر علاقه دارید، Master of Reality انتخاب مناسبتری است. برای شنیدن دورهٔ رانی جیمز دیو نیز Heaven and Hell گزینهٔ اصلی است.
چرا رانی جیمز دیو به بلک سبث پیوست؟
آزی آزبورن در سال ۱۹۷۹ از بلک سبث جدا شد و تونی آیومی، گیزر باتلر و بیل وارد به دنبال خوانندهای تازه بودند. رانی جیمز دیو که پیشتر در Rainbow آواز میخواند، به گروه پیوست. نتیجهٔ این همکاری، آلبوم Heaven and Hell در سال ۱۹۸۰ بود که فصل تازهای در کارنامهٔ بلک سبث ایجاد کرد.
بلک سبث چه زمانی فعالیت صحنهای خود را متوقف کرد؟
بلک سبث آخرین اجرای تور «The End Tour» را در ۴ فوریهٔ ۲۰۱۷ در شهر بیرمنگام برگزار کرد. این اجرا پایان فعالیت صحنهای گروه در قالب آن تور اعلام شد. با این حال، تونی آیومی بعدها تأکید کرده است که پایان تور لزوماً به معنای ناممکن بودن هرگونه فعالیت موردی در آینده نیست؛ بنابراین باید میان پایان تور خداحافظی و انحلال رسمی تمایز گذاشت.
تفاوت صدای آزی آزبورن و رانی جیمز دیو در بلک سبث چیست؟
آزی آزبورن با لحن ناآرام، کشیده و آسیبپذیرش با فضای بدبینانهٔ آثار اولیهٔ گروه هماهنگ بود. رانی جیمز دیو صدایی قدرتمندتر و کنترلشدهتر داشت و با رویکرد ملودیک و حماسی خود، به آلبومهایی مانند Heaven and Hell و Mob Rules شخصیت متفاوتی داد. هر دو دوره بخش مهمی از هویت بلک سبثاند.







