در این صفحه

متالیکا (Metallica) گروه هوی‌متال آمریکایی است که در سال ۱۹۸۱ در لس‌آنجلس شکل گرفت و خیلی زود به یکی از نیروهای تعیین‌کنندهٔ [[Thrash Metal|ترش متال]] بدل شد. هستهٔ اولیهٔ گروه را جیمز هتفیلد و لارس اولریش ساختند؛ دو عضوی که در تمام مسیر پرتنش و متغیر گروه باقی مانده‌اند. متالیکا از سرعت و خشونت خام آثار نخستین خود به ساختارهای پیچیده‌تر، بالادهای تیره، تولیدهای استادیومی و تجربه‌های بحث‌برانگیزتر رسید، اما محور اصلی آثارش ــ ریف‌های سنگین، حس ریتمیک متکی بر گیتار و ترانه‌هایی دربارهٔ خشم، جنگ، مرگ، اعتیاد و کنترل ــ پابرجا ماند.

اهمیت متالیکا فقط به فروش یا شهرت جهانی‌اش محدود نیست. این گروه ترش متال را از مدار زیرزمینی دههٔ ۱۹۸۰ بیرون آورد و نشان داد موسیقی سنگین می‌تواند هم از نظر ساختار و نوازندگی جاه‌طلب باشد و هم در مقیاس جریان اصلی شنیده شود.

اعضای فعلی

  • جیمز هتفیلد (James Hetfield): آواز اصلی، گیتار ریتم؛ از ۱۹۸۱ تاکنون
  • لارس اولریش (Lars Ulrich): درامز؛ از ۱۹۸۱ تاکنون
  • کرک همت (Kirk Hammett): گیتار لید؛ از ۱۹۸۳ تاکنون
  • رابرت تروهیو (Robert Trujillo): گیتار باس؛ از ۲۰۰۳ تاکنون

اعضای پیشین برجسته

  • ران مک‌گاون (Ron McGovney): باس؛ عضو نخستین ترکیب گروه و حاضر در دورهٔ دموهای اولیه
  • کلیف برتون (Cliff Burton): باس؛ ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶. نقش او در گسترش زبان هارمونیک و بلندپروازی موسیقایی متالیکا در سه آلبوم نخست، بنیادی بود.
  • جیسن نیوستد (Jason Newsted): باس، بک‌وکال؛ ۱۹۸۶ تا ۲۰۰۱. پس از مرگ برتون به گروه پیوست و در تثبیت متالیکا به‌عنوان یک گروه بزرگ جهانی نقش داشت.
  • دیو ماستین (Dave Mustaine): گیتار لید؛ ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳. پیش از ضبط نخستین آلبوم اخراج شد و سپس [[مگادث (Megadeth)]] را تشکیل داد. بخشی از ایده‌های ریف‌نویسی او در قطعات اولیهٔ متالیکا باقی ماند.

شکل‌گیری در لس‌آنجلس؛ از آگهی یک روزنامه تا نخستین ترکیب

اعضای کلاسیک متالیکا در دورهٔ اولیهٔ ترش متال دههٔ ۱۹۸۰

آغاز متالیکا به آگهی لارس اولریش در روزنامهٔ محلی The Recycler بازمی‌گردد؛ او به‌دنبال موسیقیدانانی با علاقه به موج تازهٔ هوی‌متال بریتانیا بود. جیمز هتفیلد به آن آگهی پاسخ داد و همکاری این دو، مسیر گروه را تعیین کرد. نام Metallica نیز از مجموعه‌ای از پیشنهادها برای نام یک مجلهٔ موسیقی به دست آمد؛ اولریش آن را برای گروه نگه داشت.

در نخستین سال‌ها، متالیکا از یک سو تحت تأثیر گروه‌هایی چون [[Diamond Head]]، [[Motörhead]]، [[Iron Maiden]] و [[Judas Priest]] بود و از سوی دیگر انرژی پانک هاردکور آمریکایی را جذب می‌کرد. حاصل این پیوند، موسیقی‌ای سریع‌تر، خشک‌تر و تهاجمی‌تر از هوی‌متال رایج آن زمان بود. حضور دیو ماستین در گیتار لید، کلیف برتون در باس و سپس کرک همت، ظرفیت فنی ترکیب را بالا برد.

پیش از ضبط آلبوم اول، تنش‌های رفتاری و مصرف الکل دیو ماستین به اخراج او انجامید. کرک همت، که پیش‌تر در [[Exodus]] فعالیت داشت، جای او را گرفت. این تغییر در آستانهٔ ضبط Kill ’Em All رخ داد، اما برخی ایده‌های آهنگسازی ماستین در قطعات آن دوره حفظ شد.

سه‌گانهٔ نخست؛ وقتی ترش متال زبان تازه‌ای پیدا کرد

کلیف برتون نوازنده باس متالیکا در دوران آلبوم مستر آو پاپتز

نخستین آلبوم، Kill ’Em All در سال ۱۹۸۳، با سرعت بالا، ریف‌های تیغ‌دار و سولوهای پرانرژی، تصویری بی‌پرده از متالیکای جوان بود. این آلبوم هنوز از نظر ساختار به آثار بعدی نمی‌رسید، اما همان‌جا روشن شد که گروه به‌دنبال نسخه‌ای خشن‌تر و کم‌مصالحه‌تر از هوی‌متال است.

Ride the Lightning در ۱۹۸۴ فاصلهٔ متالیکا با هم‌نسلانش را بیشتر کرد. گروه در این آلبوم از فرم‌های طولانی‌تر، تغییرات دینامیک، ملودی‌های چندلایه و مضمون‌های وسیع‌تر استفاده کرد. قطعاتی چون Fade to Black و For Whom the Bell Tolls نشان می‌دادند سرعت، تنها ابزار متالیکا نیست. این دوره به‌ویژه زیر تأثیر حضور کلیف برتون شکل گرفت؛ موسیقیدانی که دامنهٔ شنیداری گروه را از چهارچوب ترش متال اولیه فراتر برد.

با Master of Puppets در ۱۹۸۶، این روند به نقطه‌ای تعیین‌کننده رسید. آلبوم از نظر تنظیم، پیوستگی ریف‌ها، کنترل تنش و ساختار قطعات، یکی از کامل‌ترین بیانیه‌های متالیکا در دههٔ ۱۹۸۰ است. گروه در آن زمان همچنان سریع و خشن می‌نواخت، اما خشونت را با معماری دقیق آهنگ‌ها ترکیب کرده بود. مرگ کلیف برتون در سانحهٔ اتوبوس تور اروپایی گروه در سپتامبر ۱۹۸۶، این دوره را ناگهان پایان داد.

تراژدی تا گسترش افق‌ها

متالیکا با جیسن نیوستد در دوران آلبوم اند جاستیس فور آل

جیسن نیوستد پس از مرگ برتون به متالیکا پیوست. …And Justice for All در ۱۹۸۸ نخستین آلبوم کامل گروه با او بود؛ اثری پیچیده، متراکم و آکنده از ساختارهای نامتقارن. صدای باس نیوستد در میکس نهایی آلبوم بسیار کم‌رنگ است؛ موضوعی که سال‌ها محل انتقاد شنوندگان و بحث میان اعضای گروه بوده است. با این حال، آلبوم از نظر آهنگسازی نقطهٔ اوج گرایش پراگرسیو متالیکا به شمار می‌آید.

موفقیت ویدئوی One، متالیکا را به مخاطبانی رساند که پیش از آن با ترش متال ارتباط مستقیمی نداشتند. قطعه با مقدمه‌ای آرام و فضایی جنگ‌زده آغاز می‌شود و به بخش پایانی سریع و کوبنده‌ای می‌رسد؛ تضادی که بعدها به یکی از الگوهای شناخته‌شدهٔ ترانه‌نویسی گروه تبدیل شد.

در سال ۱۹۹۱، Metallica منتشر شد؛ آلبومی که با نام غیررسمی «بلک آلبوم» شناخته می‌شود. همکاری با [[Bob Rock]] صدای گروه را دگرگون کرد: قطعات کوتاه‌تر شدند، ریف‌ها فضای بیشتری گرفتند و تولید آلبوم به‌مراتب ضخیم‌تر و رادیویی‌تر بود. این تغییر برای بخشی از هواداران قدیمی خوشایند نبود، اما متالیکا را از یک نام بزرگ در متال به پدیده‌ای جهانی تبدیل کرد.

تغییر مسیر در دههٔ ۱۹۹۰ و بحران دههٔ بعد

اجرای زنده متالیکا در دوران بلک آلبوم سال ۱۹۹۱

متالیکا در Load و Reload به بلوز راک، هارد راک جنوبی و الگوهای گُروو نزدیک‌تر شد. ظاهر، صدادهی و ترانه‌نویسی گروه نیز نسبت به دوران ترش متال تغییر کرد. این آثار با واکنش‌های دوگانه روبه‌رو شدند، اما قطعاتی مانند Until It Sleeps، King Nothing و Fuel نشان می‌دهند که گروه در جست‌وجوی زبان تازه‌ای برای حفظ ظرفیت ملودیک و سنگینی خود بود.

خروج جیسن نیوستد در ۲۰۰۱، ورود متالیکا به دوره‌ای پرتنش را رقم زد. St. Anger در ۲۰۰۳ در میانهٔ اختلافات درون‌گروهی، وقفهٔ طولانی در فعالیت و درمان اعتیاد جیمز هتفیلد ساخته شد. صدای درام بدون طنین اسنر، فقدان سولوهای گیتار و ساختارهای خام و تکراری، این آلبوم را به یکی از بحث‌برانگیزترین آثار گروه تبدیل کرد. با وجود این، St. Anger سندی مستقیم از وضعیت آشفتهٔ متالیکا در آن مقطع است، نه صرفاً یک تجربهٔ صوتی ناموفق.

رابرت تروهیو در ۲۰۰۳ به‌عنوان نوازندهٔ باس به گروه پیوست. حضور او، پس از دوره‌ای کوتاه که باب راک بخش‌هایی از باس St. Anger را نواخت، ترکیب اجرایی متالیکا را تثبیت کرد.

بازگشت به ریف‌محوری؛ از Death Magnetic تا 72 Seasons

اعضای فعلی متالیکا شامل جیمز هتفیلد لارس اولریش کرک همت و رابرت تروهیو

Death Magnetic در ۲۰۰۸، با تهیه‌کنندگی [[Rick Rubin]]، بازگشتی آشکار به قطعات بلندتر، سولوهای گیتار و ریف‌نویسی متال‌محور بود. آلبوم کوشید عناصر دورهٔ دههٔ ۱۹۸۰ را با تجربهٔ اجرایی و صدای متالیکای متأخر پیوند بزند. برخی منتقدان به فشردگی بیش از حد مسترینگ آن ایراد گرفتند، اما از نظر جهت‌گیری موسیقایی، گامی مهم برای بازسازی هویت متال گروه بود.

Hardwired… to Self-Destruct در ۲۰۱۶ و 72 Seasons در ۲۰۲۳، همان رویکرد را ادامه دادند: قطعات طولانی، تکیه بر ریف‌های جیمز هتفیلد، درام‌نوازی مستقیم لارس اولریش و سولوهای کرک همت. این آثار بیش از آن‌که در پی بازآفرینی دقیق دوران کلاسیک باشند، بر صدای تثبیت‌شدهٔ متالیکا در قرن بیست‌ویکم تکیه دارند.

هویت موسیقایی متالیکا

هستهٔ سبک متالیکا در گیتار ریتم جیمز هتفیلد قرار دارد. نوازندگی او، به‌ویژه در الگوهای دقیق پالم‌میوت و داون‌پیکینگ، ریتم را به موتور اصلی آهنگ تبدیل می‌کند. کرک همت در سوی دیگر، با سولوهای مبتنی بر زبان بلوزی و پنتاتونیک، اغلب نقش رنگ‌آمیزی ملودیک و ایجاد تنش را بر عهده دارد.

ترانه‌های متالیکا معمولاً از روایت‌های کاملاً شخصی فاصله می‌گیرند و به مضامینی مانند خشونت، جنگ، فساد، سرکوب، وابستگی و اضطراب می‌پردازند. با این حال، در آثار متأخرتر، به‌خصوص پس از درمان اعتیاد هتفیلد، لحن شخصی‌تر و آسیب‌پذیرتری نیز وارد نوشته‌ها شد.

یکی از ویژگی‌های مهم متالیکا، استفاده از تضاد است: گیتار آکوستیک در برابر ریف الکتریک، سکوت در برابر انفجار گروهی، و ملودی در برابر ضربه‌های خشک و سنگین. این تضادها سبب شده‌اند که حتی قطعات طولانی گروه اغلب بر پایهٔ یک مسیر دراماتیک قابل تشخیص پیش بروند.

آلبوم‌های ضروری متالیکا

Ride the Lightning (۱۹۸۴)

دومین آلبوم متالیکا اولین جهش بزرگ آن‌ها در آهنگسازی بود. قطعاتی مانند Fade to Black و Creeping Death، میان ملودی، خشونت و روایت‌پردازی تعادل برقرار می‌کنند. For Whom the Bell Tolls نیز با مقدمهٔ باس‌محور کلیف برتون و ریف سنگینش، نمونه‌ای روشن از گسترش دامنهٔ صوتی گروه است.

Master of Puppets (۱۹۸۶)

برای بسیاری از شنوندگان و منتقدان، Master of Puppets نقطهٔ مرجع کارنامهٔ متالیکاست. قطعهٔ عنوانی با ریف‌های متغیر و بخش میانی ملودیک خود، ظرفیت بالای گروه در ساختن فرم‌های چندبخشی را نشان می‌دهد. Battery، Welcome Home (Sanitarium) و Orion نیز هر کدام بخشی از دامنهٔ آهنگسازی این دوره را نمایندگی می‌کنند.

…And Justice for All (۱۹۸۸)

این آلبوم مسیر پیچیده‌تر متالیکا را نمایندگی می‌کند: قطعات طولانی، تغییرهای مداوم و لحن سیاسی‌تر و تلخ‌تر. One مهم‌ترین نقطهٔ ورود به آلبوم است، اما Blackened و قطعهٔ عنوانی نیز برای فهم معماری فشردهٔ آن اهمیت دارند. ضعف میکس باس، تجربهٔ شنیدن آلبوم را برای بخشی از مخاطبان دشوار می‌کند، ولی از ارزش آهنگسازی آن کم نمی‌کند.

Metallica (۱۹۹۱)

«بلک آلبوم» برای شنونده‌ای که می‌خواهد میان دسترسی‌پذیری و سنگینی تعادل ببیند، انتخابی مهم است. Enter Sandman، Sad but True، The Unforgiven و Nothing Else Matters نشان می‌دهند که گروه چگونه با ساده‌سازی نسبی فرم، قدرت ریف و ملودی را افزایش داد. این آلبوم نقطهٔ عطف تجاری متالیکا بود و جایگاه آن را در فرهنگ عامه تثبیت کرد.

Death Magnetic (۲۰۰۸)

اگر هدف، شنیدن بازگشت متالیکا به ساختارهای بلندتر و ریف‌محورتر باشد، Death Magnetic انتخاب مناسبی است. The Day That Never Comes از تضادهای دینامیک آشنای گروه بهره می‌گیرد و All Nightmare Long به انرژی ترش متال نزدیک می‌شود. آلبوم از نظر تولید صوتی بی‌نقص نیست، اما در بازتعریف جهت گروه پس از St. Anger اهمیت دارد.

بهترین آهنگ‌های متالیکا؛ راهنمای شروع شنیدن

  • Seek & Destroy از Kill ’Em All: نمونه‌ای مستقیم از انرژی خیابانی و ریف‌محوری متالیکای اولیه؛ قطعه‌ای که در اجراهای زنده نیز جایگاه ماندگاری داشته است.
  • For Whom the Bell Tolls از Ride the Lightning: ترکیبی از سنگینی، فضای حماسی و ریف‌های کم‌سرعت‌تر؛ انتخابی مناسب برای درک نقش کلیف برتون در صدای گروه.
  • Fade to Black از Ride the Lightning: یکی از نخستین نمونه‌های جدی متالیکا در تلفیق بالاد و متال تهاجمی؛ قطعه‌ای مهم در گسترش دامنهٔ عاطفی گروه.
  • Master of Puppets از Master of Puppets: فشرده‌ترین تصویر از ریف‌نویسی، تغییر تمپو و کنترل ساختاری متالیکا در دههٔ ۱۹۸۰.
  • One از …And Justice for All: روایتی ضدجنگ با ساختاری تدریجی؛ قطعه‌ای که راه متالیکا را به مخاطب گسترده‌تر باز کرد.
  • Enter Sandman از Metallica: ریفی ساده اما بسیار مؤثر که صدای متالیکای دههٔ ۱۹۹۰ را تعریف کرد.
  • Sad but True از Metallica: نمایش گُروو سنگین و صدای پایین‌تر و ضخیم‌تر گروه در همکاری با باب راک.
  • The Day That Never Comes از Death Magnetic: نمونه‌ای از تلاش متالیکای متأخر برای پیوند دادن ملودی، بالاد و بخش‌های تهاجمی‌تر.

از کجا شنیدن متالیکا را شروع کنیم؟

برای شروعی در دسترس، Metallica و به‌ویژه Enter Sandman انتخاب مناسبی هستند. اگر هدف درک هویت کلاسیک و ترش‌متال گروه است، Master of Puppets بهترین نقطهٔ ورود محسوب می‌شود. برای شنونده‌ای که به ساختارهای پیچیده‌تر و فضای سردتر علاقه دارد، …And Justice for All مسیر عمیق‌تری پیش می‌گذارد.

میراث متالیکا

متالیکا در شکل‌گیری جایگاه تجاری و فرهنگی ترش متال نقشی کلیدی داشت. آن‌ها همراه با [[Slayer]]، [[Megadeth]] و [[Anthrax]] در قالب «چهار بزرگ ترش متال» شناخته می‌شوند، اما مسیرشان از بسیاری هم‌دوره‌ها گسترده‌تر شد: گروهی که از کلوب‌های کوچک و نوارهای دمو به استادیوم‌ها رسید، بدون آن‌که پیوندش با ریف‌نویسی سنگین را کاملاً قطع کند.

میراث متالیکا در تقلید صرف از صدا یا سرعت آن‌ها خلاصه نمی‌شود. اهمیت اصلی گروه در این است که فرم‌های بلند و پیچیده را به مخاطب وسیع معرفی کرد، به ریف گیتار جایگاهی مرکزی در موسیقی جریان اصلی داد و چندین نسل از گروه‌های متال، هارد راک و آلترناتیو متال را تحت تأثیر قرار داد. کارنامهٔ آن‌ها یکدست نیست و تغییر مسیرهایش همیشه با رضایت هواداران همراه نبوده، اما همین نوسان‌ها متالیکا را به گروهی زنده و قابل بحث نگه داشته است؛ گروهی که تاریخ متال معاصر بدون آن قابل تصور نیست.

سوالات متداول (FAQ)

متالیکا چه سالی تشکیل شد؟

متالیکا در سال ۱۹۸۱ در لس‌آنجلس، کالیفرنیا تشکیل شد. لارس اولریش و جیمز هتفیلد بنیان‌گذاران گروه بودند. شکل‌گیری ترکیب شناخته‌شدهٔ اولیه با حضور کلیف برتون در باس و کرک همت در گیتار لید، در سال‌های بعدی رخ داد.

سبک موسیقی متالیکا چیست؟

متالیکا در آغاز یکی از گروه‌های اصلی ترش متال بود. آثار نخستین آن بر ریف‌های سریع، درام‌نوازی تهاجمی و ساختارهای پیچیده تکیه دارند. گروه از دههٔ ۱۹۹۰ در برخی آثار به هارد راک، گُروو متال و عناصر بلوز راک نزدیک شد، اما هویت اصلی‌اش همچنان در هوی‌متال و ترش متال ریشه دارد.

اعضای فعلی متالیکا چه کسانی هستند؟

ترکیب فعلی متالیکا شامل جیمز هتفیلد در آواز و گیتار ریتم، لارس اولریش در درامز، کرک همت در گیتار لید و رابرت تروهیو در گیتار باس است. هتفیلد و اولریش از زمان تأسیس گروه در ترکیب آن حضور داشته‌اند.

چرا دیو ماستین از متالیکا جدا شد؟

دیو ماستین در سال ۱۹۸۳ و پیش از ضبط Kill ’Em All از متالیکا اخراج شد. اعضای گروه بعدها مشکلات رفتاری و مصرف الکل را از دلایل اصلی این تصمیم دانستند. ماستین پس از جدایی، گروه مگادث را تشکیل داد و به یکی از چهره‌های مهم ترش متال تبدیل شد.

چرا صدای باس در …And Justice for All کم است؟

در میکس نهایی …And Justice for All، باس جیسن نیوستد بسیار کم‌رنگ شنیده می‌شود. این مسئله از زمان انتشار آلبوم مورد انتقاد بوده است. دربارهٔ دلیل دقیق آن روایت‌های مختلفی از اعضا و دست‌اندرکاران مطرح شده، اما خود گروه نیز در سال‌های بعد پذیرفته که میکس آلبوم از این نظر مشکل داشته است.

مهم‌ترین آلبوم متالیکا برای شروع کدام است؟

برای بیشتر شنوندگان تازه‌وارد، Metallica یا «بلک آلبوم» به‌دلیل تولید شفاف‌تر و قطعات مستقیم‌تر نقطهٔ شروع مناسبی است. اگر هدف شناخت صدای کلاسیک و جاه‌طلبانهٔ گروه باشد، Master of Puppets انتخاب بهتری است. علاقه‌مندان به ساختارهای پیچیده‌تر نیز می‌توانند سراغ …And Justice for All بروند.

کلیف برتون چه زمانی از دنیا رفت؟

کلیف برتون، نوازندهٔ باس متالیکا، در ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۶ در سانحهٔ واژگونی اتوبوس تور گروه در سوئد جان باخت. او در زمان مرگ ۲۴ سال داشت و در سه آلبوم نخست متالیکا، از جمله Master of Puppets، حضور داشت.