در این صفحه

اسلیر (Slayer) گروهی آمریکایی است که در سال ۱۹۸۱ در هانتینگتون پارکِ کالیفرنیا شکل گرفت و به‌همراه متالیکا (Metallica)، مگادث (Megadeth) و انترکس (Anthrax) یکی از «چهار بزرگ» ترش متال به شمار می‌آید. هویت اسلیر بر ریف‌های تند و خشن، درام‌نوازی پرشتاب، سولوهای نامتعارف، صدای خشک و تهاجمی و ترانه‌هایی درباره جنگ، مرگ، خشونت، جنایت و هراس بنا شد. اهمیت گروه فقط در سرعت یا سنگینی موسیقی‌اش نیست؛ اسلیر مرزهای ترش متال دهه ۱۹۸۰ را چنان جلو برد که بخش بزرگی از زبان صوتی دث متال، بلک متال و اکستریم متال بعدی، بدون آن قابل تصور نیست.

اعضای فعلی

اسلیر پس از اجرای پایانی‌اش در سال ۲۰۱۹ فعالیت منظم خود را متوقف کرد، اما در سال ۲۰۲۴ برای چند اجرای فستیوالی بازگشت. ترکیب اجرایی فعلی گروه شامل این اعضاست:

  • تام آرایا (Tom Araya) — آواز و گیتار بیس
  • کری کینگ (Kerry King) — گیتار
  • گری هولت (Gary Holt) — گیتار
  • پل بوستاف (Paul Bostaph) — درامز

اعضای پیشین برجسته

  • جف هنمن (Jeff Hanneman) — گیتار؛ ترانه‌سرا و یکی از معماران اصلی صدای اسلیر
  • دیو لومباردو (Dave Lombardo) — درامز؛ نوازنده‌ای تعیین‌کننده در شکل‌گیری زبان ریتمیک گروه

از هانتینگتون پارک تا بنیان‌گذاری یک صدای افراطی

اعضای ترکیب کلاسیک گروه اسلیر در دهه ۱۹۸۰

اسلیر را تام آرایا، کری کینگ، جف هنمن و دیو لومباردو شکل دادند؛ چهار موسیقی‌دان جوانی که از هوی متال بریتانیایی، پانک هاردکور و موج نخست متال افراطی تاثیر گرفته بودند. در سال‌های ابتدایی، آثار جوداس پریست (Judas Priest)، آیرن میدن (Iron Maiden)، ونوم (Venom) و مرسی‌فول فیت (Mercyful Fate) در ظاهر و موسیقی گروه قابل تشخیص بود، اما اسلیر خیلی زود به زبان مخصوص خود رسید.

نخستین آلبوم گروه، شو نو مرسی (Show No Mercy)، در سال ۱۹۸۳ از طریق متال بلید رکوردز (Metal Blade Records) منتشر شد. این اثر هنوز کاملا از الگوهای هوی متال جدا نشده بود، اما سرعت ریف‌ها، خشونت اجرایی و فضای تاریک آن نشان می‌داد اسلیر قرار نیست صرفا یکی دیگر از گروه‌های متال لس‌آنجلس باشد.

تفاوت اصلی اسلیر با بسیاری از هم‌دوره‌ای‌هایش در این بود که به‌جای صیقل دادن خشونت، آن را به عنصر مرکزی موسیقی تبدیل کرد. حتی در ضبط‌های اولیه نیز حس خطر و بی‌ثباتی بخش مهمی از جذابیت گروه بود: گیتارها همیشه قرار نبود تمیز و خوش‌ملودی باشند، و درامز قرار نبود تنها ضرب را نگه دارد.

چرا Reign in Blood مسیر متال را تغییر داد؟

جلد آلبوم Reign in Blood از گروه اسلیر منتشرشده در سال ۱۹۸۶

اگر یک آلبوم نماینده جایگاه اسلیر در تاریخ متال باشد، آن اثر رین این بلاد (Reign in Blood) است؛ آلبومی که در سال ۱۹۸۶ با تهیه‌کنندگی ریک روبین (Rick Rubin) منتشر شد. روبین، که پیش از آن بیشتر با هیپ‌هاپ و هاردکور شناخته می‌شد، اسلیر را به صدایی فشرده‌تر، خشک‌تر و مستقیم‌تر هدایت کرد. نتیجه، آلبومی کمتر از نیم ساعت بود که تقریبا هیچ لحظه زائدی نداشت.

رین این بلاد برای ترش متال یک نقطه عطف بود، چون سرعت را با انضباط آهنگسازی ترکیب می‌کرد. قطعه‌ها کوتاه، پرتنش و متکی بر تغییرات ناگهانی ریتم بودند. ریف‌ها اغلب به‌جای حرکت ملودیکِ کلاسیک، بر ضربه‌های بریده، فواصل ناهنجار و توقف‌های عصبی بنا می‌شدند. صدای تام آرایا نیز در این دوره از خوانندگی سنتی متال فاصله گرفت و به بیانی تهاجمی‌تر و نزدیک‌تر به فریاد کنترل‌شده رسید.

انجل آو دث (Angel of Death)، قطعه آغازین آلبوم، هم از نظر موسیقایی و هم به‌دلیل موضوعش به یکی از بحث‌برانگیزترین آثار گروه تبدیل شد. ترانه به یوزف منگله (Josef Mengele)، پزشک نازی و جنایت‌های او در اردوگاه آشویتس، می‌پردازد. خود گروه بارها تاکید کرده بود که پرداختن به این موضوع به‌معنای تایید آن نیست، اما همین انتخاب نشان می‌داد اسلیر آگاهانه وارد قلمرویی می‌شود که بسیاری از گروه‌های متال از آن فاصله می‌گرفتند.

قطعه پایانی، رینینگ بلاد (Raining Blood)، ساختار موسیقی اسلیر را در کامل‌ترین شکل نشان می‌دهد: آغاز سنگین و تهدیدآمیز، شتاب ناگهانی، ریف‌هایی که مدام فشار را افزایش می‌دهند و پایانی که به‌جای فرود آرام، حس ناتمام ماندن خشونت را حفظ می‌کند. این آلبوم بعدها بر نسل‌های مختلف اکستریم متال تاثیر گذاشت، نه فقط به‌خاطر سرعت، بلکه به‌خاطر اقتصاد بی‌رحمانه در تنظیم.

جف هنمن و کری کینگ: دو گیتار، دو نیروی مکمل

در بسیاری از گروه‌های متال، گیتاریست‌ها نقش‌های ملودیک و ریتمیک مشخصی دارند. در اسلیر، کری کینگ و جف هنمن بیشتر یک دیوار صوتی مشترک می‌ساختند. ریف‌های آنان عموما بر پالم‌میوت‌های سریع، کروماتیسم، تریتون، تغییرات ضرب و الگوهای کوبنده استوار بود.

هنمن سهم بزرگی در نوشتن برخی از مهم‌ترین قطعه‌های اسلیر داشت؛ از جمله رینینگ بلاد و انجل آو دث. علاقه او به تاریخ جنگ جهانی دوم، در شماری از ترانه‌های گروه بازتاب پیدا کرد. کینگ نیز در نوشتن قطعه‌های مهمی نقش داشت و در سال‌های بعد، پس از کاهش مشارکت هنمن، به ترانه‌سرای اصلی گروه تبدیل شد.

سولوهای اسلیر اغلب عمدا از الگوی گیتارنوازی کلاسیک هوی متال فاصله می‌گیرند. آن‌ها بر دیو بار، ویبراتوهای شدید، ناهماهنگی کنترل‌شده و انرژی لحظه‌ای تکیه دارند. این رویکرد برای بخشی از مخاطبان آشفته به نظر می‌رسید، اما دقیقا با جهان صوتی اسلیر هماهنگ بود: سولو قرار نبود نقطه‌ای برای نمایش ظرافت باشد؛ باید تنش قطعه را به سطحی بالاتر می‌برد.

دیو لومباردو و اهمیت درامز در صدای اسلیر

دیو لومباردو نوازنده درامز اسلیر در اجرای زنده

نقش دیو لومباردو در هویت اسلیر فراتر از همراهی ریتمیک بود. اجرای او در رین این بلاد، ساوث آو هون (South of Heaven) و سیزنز این د ابیس (Seasons in the Abyss) به تثبیت استانداردی تازه برای درامز اکستریم متال کمک کرد. سرعت بالای دست و پا، فیل‌های ناگهانی و توانایی او در تغییر دینامیک، باعث می‌شد قطعه‌ها صرفا سریع نباشند؛ حس تعقیب، آشوب و فشار روانی پیدا کنند.

اسلیر در سال ۱۹۹۲، پس از نخستین جدایی لومباردو، پل بوستاف را به خدمت گرفت. بوستاف نوازنده‌ای با هویت شخصی متفاوت بود: اجرای او معمولا مستقیم‌تر، مکانیکی‌تر و نزدیک‌تر به ضربه‌های سنگین ترش متال بود. این تفاوت به گروه کمک کرد در دهه ۱۹۹۰، زمانی که موسیقی متال در حال تغییر بود، بدون کپی‌کردن گذشته به کار ادامه دهد.

لومباردو در سال ۲۰۰۱ بازگشت و تا ۲۰۱۳ در گروه ماند. پس از جدایی دوباره او، بوستاف بازگشت و در آلبوم پایانی اسلیر نیز نواخت.

South of Heaven؛ کندتر، سنگین‌تر و حساب‌شده‌تر

پس از فشردگی برق‌آسای رین این بلاد، اسلیر در ساوث آو هون در سال ۱۹۸۸ تصمیم گرفت سرعت را کاهش دهد. این تصمیم در ابتدا برای بخشی از مخاطبان غافلگیرکننده بود، اما از نظر هنری اهمیت زیادی داشت. گروه نشان داد برای ساختن فضای تهدیدآمیز، نیازی ندارد همیشه در بالاترین سرعت ممکن حرکت کند.

قطعه‌هایی مانند ساوث آو هون (South of Heaven) و مانداتوری سوساید (Mandatory Suicide) بر ریف‌های سنگین‌تر، مکث‌های بیشتر و حس خفقان‌آورتر تکیه دارند. این آلبوم انعطاف اسلیر را آشکار کرد: همان گروهی که می‌توانست در کمتر از نیم ساعت جهان ترش متال را به لرزه درآورد، قادر بود با تمپوهای پایین‌تر نیز همان میزان اضطراب ایجاد کند.

سیزنز این د ابیس در سال ۱۹۹۰، تعادلی میان سرعت رین این بلاد و فضای سنگین ساوث آو هون برقرار کرد. قطعه عنوانی با ساختار طولانی‌تر و فضای ملودیک‌ترش، یکی از نمونه‌های مهم توانایی گروه در گسترش فرم ترانه است. وار انسمبل (War Ensemble) نیز نشان می‌دهد که اسلیر چگونه می‌توانست ریف‌های کوبنده، تم‌های جنگی و سرعت بالای اجرا را در قطعه‌ای منسجم جمع کند.

دهه ۱۹۹۰؛ بقا بدون تقلید از گذشته

دهه ۱۹۹۰ برای ترش متال دوره‌ای ساده نبود. گرانج، آلترناتیو متال و نو متال فضای بازار را تغییر داده بودند و بسیاری از گروه‌های هم‌نسل اسلیر یا مسیر خود را عوض کردند یا از مرکز توجه فاصله گرفتند. اسلیر نیز در دیواین اینتروِنشن (Divine Intervention) در سال ۱۹۹۴ و سپس دیابیلاس این موزیکا (Diabolus in Musica) در سال ۱۹۹۸، صدای خود را بازتنظیم کرد.

دیابیلاس این موزیکا به‌دلیل ریف‌های گروو‌محورتر، کوک‌های پایین‌تر و فاصله گرفتن نسبی از الگوی کلاسیک ترش متال، یکی از آثار بحث‌برانگیز کارنامه گروه است. این آلبوم در میان هواداران اجماع مشابهی با سه آلبوم کلاسیک دهه ۱۹۸۰ ندارد، اما به‌عنوان سندی از تلاش گروه برای واکنش به فضای موسیقی زمانه قابل توجه است.

اسلیر در گاد هیتس آس آل (God Hates Us All)، منتشرشده در سال ۲۰۰۱، دوباره بر خشونت صوتی، ریف‌های کوتاه و درامز تهاجمی تمرکز کرد. این اثر ثابت نکرد که گروه به گذشته بازگشته است؛ بیشتر نشان داد اسلیر هنوز می‌تواند در فضای متال مدرن نیز صدای خود را حفظ کند.

مرگ جف هنمن و پایان یک دوره

جف هنمن گیتاریست و ترانه‌سرای اسلیر در اجرای زنده

جف هنمن در سال ۲۰۱۱ به‌دلیل مشکلات جسمی ناشی از عفونت جدی ناشی از گزش عنکبوت از اجرا با اسلیر دور شد. او در دوم مه ۲۰۱۳، بر اثر نارسایی کبد درگذشت. مرگ هنمن فقط از دست رفتن یکی از اعضای بنیان‌گذار نبود؛ یکی از مهم‌ترین صداهای آهنگسازی گروه نیز خاموش شد.

گری هولت، گیتاریست اکسودس (Exodus)، از سال ۲۰۱۱ در اجراهای اسلیر جای هنمن را گرفت و بعدتر عضو دائمی گروه شد. هولت از نظر تاریخی انتخابی منطقی بود: او از چهره‌های محوری صحنه بی‌ایریا ترش متال و موسیقی‌دانی بود که زبان گیتار اسلیر را به‌خوبی می‌شناخت، بدون آن‌که بخواهد شخصیت هنمن را تقلید کند.

آخرین آلبوم استودیویی اسلیر، ریپنتلس (Repentless)، در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. این اثر نخستین آلبوم گروه پس از مرگ هنمن و نخستین آلبوم با حضور هولت بود. فضای آن خشمگین، سریع و آشناست، اما طبیعتا جای خالی مشارکت آهنگسازی هنمن را نمی‌توان نادیده گرفت.

اسلیر چرا همچنان مهم است؟

گروه اسلیر در اجرای زنده تور خداحافظی سال ۲۰۱۹

تاثیر اسلیر را نباید صرفا با فروش یا جایگاهش در فهرست‌های برترین آلبوم‌ها سنجید. گروه به ترش متال نشان داد که می‌توان سرعت، خشونت و تاریکی را به یک زبان آهنگسازی منسجم تبدیل کرد. بسیاری از گروه‌های دث متال، بلک متال، کراس‌اور ترش و متال‌کور از رویکرد اسلیر در ریف‌نویسی، درامز و فضای اجرایی تاثیر پذیرفته‌اند.

میراث اسلیر همچنین به ثبات هویت آن مربوط است. گروه در طول چند دهه، تغییراتی در تمپو، تولید و ساختار ترانه تجربه کرد، اما هیچ‌وقت هسته اصلی خود را کنار نگذاشت: موسیقی‌ای بی‌پرده، فشرده و متکی بر فشار صوتی. این ثبات به معنای بی‌تغییری کامل نبود؛ تفاوت میان رین این بلاد، ساوث آو هون و دیابیلاس این موزیکا روشن است. با این حال، هر سه به جهان اسلیر تعلق دارند.

از کجا شنیدن اسلیر را شروع کنیم؟

Reign in Blood

برای درک تاثیر تاریخی اسلیر، این انتخاب ضروری است. آلبوم به‌واسطه زمان کوتاه، تولید خشک ریک روبین و قطعه‌هایی مانند انجل آو دث و رینینگ بلاد، چکیده‌ای از توانایی گروه در ساخت ترش متال افراطی است.

South of Heaven

شنونده‌ای که می‌خواهد وجه سنگین‌تر و فضاسازتر اسلیر را بشناسد، باید از این آلبوم شروع کند. کاهش سرعت، جای خود را به ریف‌های سنگین و حس تهدید مداوم داده است.

Seasons in the Abyss

این آلبوم بهترین نقطه میانی میان دو جهت اصلی اسلیر است: هم سرعت و خشونت کلاسیک را دارد، هم در قطعه عنوانی و چند ترانه دیگر، فضای بازتر و ساختارمندتری ارائه می‌کند.

Hell Awaits

هل اویتس (Hell Awaits) از سال ۱۹۸۵، پلی میان هوی متال اولیه گروه و رادیکالیسم رین این بلاد است. ساختار قطعه‌ها پیچیده‌تر و فضای اثر تیره‌تر از شو نو مرسی است.

Repentless

برای شناخت دوره پایانی گروه، ریپنتلس انتخاب مناسبی است. آلبوم زبان آشنای اسلیر را با ترکیب پس از هنمن ثبت می‌کند و تصویر روشنی از آخرین فصل استودیویی گروه می‌دهد.

اسلیر در تاریخ متال به‌عنوان گروهی مهم باقی می‌ماند، چون خشونت را به یک ژست سطحی تقلیل نداد. موسیقی آن‌ها از ریف، ریتم، تنظیم و اجرا ساخته می‌شد؛ عناصری که باید هم‌زمان حس اضطراب و کنترل را منتقل می‌کردند. مرگ جف هنمن و پایان تور خداحافظی در ۲۰۱۹، فصل کلاسیک گروه را عملا بست، اما بازگشت محدود آن‌ها به صحنه در ۲۰۲۴ نشان داد نام اسلیر هنوز وزن فرهنگی خود را حفظ کرده است. آثار کلاسیک گروه، به‌ویژه سه‌گانه رین این بلاد، ساوث آو هون و سیزنز این د ابیس، همچنان برای فهم مسیر تکامل متال افراطی ضروری‌اند.

سوالات متداول(FAQ)

اسلیر در چه سالی و کجا تشکیل شد؟

اسلیر در سال ۱۹۸۱ در هانتینگتون پارک، کالیفرنیا شکل گرفت. ترکیب اولیه شامل تام آرایا، کری کینگ، جف هنمن و دیو لومباردو بود. گروه از صحنه هوی متال و پانک هاردکور کالیفرنیا رشد کرد، اما خیلی زود با سرعت بیشتر، مضمون‌های تیره‌تر و تنظیم‌های خشن‌تر، هویت مستقلی در ترش متال به دست آورد.

اعضای فعلی اسلیر چه کسانی هستند؟

ترکیب اجرایی اسلیر در بازگشت‌های فستیوالی سال ۲۰۲۴ شامل تام آرایا در آواز و بیس، کری کینگ و گری هولت در گیتار و پل بوستاف در درامز است. گروه پس از پایان تور خداحافظی در سال ۲۰۱۹ فعالیت منظم خود را متوقف کرده بود و بازگشت آن به شکل محدود و برای اجراهای مشخص انجام شد.

مهم‌ترین آلبوم اسلیر کدام است؟

رین این بلاد معمولا مهم‌ترین و تاثیرگذارترین آلبوم اسلیر شناخته می‌شود. این اثر در سال ۱۹۸۶ منتشر شد و با تولید ریک روبین، مدت زمان کوتاه، قطعه‌های فشرده و اجرای بسیار سریع، استاندارد تازه‌ای برای ترش متال افراطی ایجاد کرد. با این حال، ساوث آو هون و سیزنز این د ابیس نیز برای شناخت گستره موسیقایی گروه اهمیت اساسی دارند.

چرا Reign in Blood در تاریخ متال مهم است؟

این آلبوم نشان داد که موسیقی بسیار سریع و خشن می‌تواند هم‌زمان دقیق، منسجم و ماندگار باشد. اسلیر در رین این بلاد به جای گسترش قطعه‌ها، ایده‌های خود را با فشردگی بی‌سابقه اجرا کرد. تولید خشک و روشن ریک روبین نیز باعث شد ریف‌ها و درامز با وضوح و ضربه بیشتری شنیده شوند؛ رویکردی که بر زیرشاخه‌های بعدی متال افراطی اثر گذاشت.

جف هنمن چه نقشی در اسلیر داشت؟

جف هنمن گیتاریست، ترانه‌سرا و یکی از چهار عضو بنیان‌گذار اسلیر بود. او در نوشتن قطعه‌هایی چون انجل آو دث و رینینگ بلاد نقش داشت و همراه کری کینگ، زبان گیتار گروه را شکل داد. علاقه هنمن به تاریخ جنگ جهانی دوم در بخشی از مضمون‌های اسلیر بازتاب یافت. او در سال ۲۰۱۳ درگذشت و غیبتش تاثیر مهمی بر دوره پایانی گروه گذاشت.

آیا اسلیر هنوز فعال است؟

اسلیر در سال ۲۰۱۹ تور خداحافظی خود را به پایان رساند و در آن مقطع اعلام کرد فعالیت اجرایی‌اش را متوقف می‌کند. با این حال، گروه در سال ۲۰۲۴ برای چند اجرای محدود فستیوالی بازگشت. این اجراها به‌معنای اعلام یک چرخه دائمی تور یا برنامه مشخص برای آلبوم جدید نبودند؛ اطلاعات رسمی درباره فعالیت بلندمدت آینده گروه باید از کانال‌های رسمی دنبال شود.

سبک موسیقی اسلیر چیست؟

هویت اصلی اسلیر ترش متال است، اما موسیقی آن در شکل‌گیری اکستریم متال نقش مهمی داشته است. سرعت بالا، ریف‌های کروماتیک و ناهنجار، درامز تهاجمی، سولوهای پرتنش و آواز خشن تام آرایا از عناصر اصلی صدای گروه هستند. در آثار مختلف، از جمله ساوث آو هون و دیابیلاس این موزیکا، گروه گاهی به تمپوهای کندتر و ریف‌های گروو‌محورتر نیز نزدیک شد.